تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
3310 بشبّ كوفته گو پاى مىمال * به بىشك پاى را بِهْ گرددش حال و گرنه آب موردِ تر ببايد * كه آبش خوى ز پاىِ كس زدايد

بوىِ تن خوش كردن

كسى خواهد كه بوىِ تَنْشْ خوشبوى * بُوَدْ ، گو ، زين كه من گويم همى جوى كرسبِ ترّ مىبايَدْشْ خوردن * دگر اقراصِ گل بايدش كردن كه در بابِ صفاتش « 1 » ياد كرديم * و بسيارى به دو در رنج برديم 3315 ازين اقراص گو در خويشتن مال * كزو خوشبوى گردد تن به‌هرحال دگر هر روز لختى وَرسْ بايد * كز آن هر ساعتى لختى بخايد

ببردنِ بوىِ گنده

كسى خواهد كه گندِ بول نايد * و گند از باد وز غايط « 2 » كم نمايد سليخه بايدش خوردن گر « 3 » ابهل * دگر سنبل خورد گرنه قرنفل بديگ اندر كند او خوءِ لنجان * و هم از دارِچينى نيم چندان 3320 كزين خوشبوى گردد خوىِ مردم * بجز زين نيست كش من ياد كردم بپرهيزانْشْ از حلتيث و حلبه * كه گندِ بول زين گيردش غلبه ب 129 ز جرجير وز سير و نيز خايه * كه گند بول را اينست مايه شتر غازش نبايد نه سپندان * نه ترّه خوردن بسيار با آن پنيرِ خشك خوردن خوش كند باد « 4 » * و زين استاد آگاهى به من داد

فى علاجِ خايهء غلام و پستانِ كنيزك تا بزرگ نشود « 5 » .

3325 كسى خواهد كه پستانِ زنان را * بدارد همچنان دوشيزگان را
هامش
( 1 ) - صفاتش : در نسخه اصل ( صناتش ) . ( 2 ) - غايط : نسخهء اصل ( غلط ) . ( 3 ) - گر : يا . ( 4 ) - باد : بوى ، در فرهنگها به اين معنى ديده نشد . ( 5 ) - نشود : در نسخهء اصل ( شود ) .