دگر هم خايگانِ كودكان را * كه مىآيد چون آنِ « 1 » كاملان « 2 » را
ببايد سود زيره تا شود نرم * برو آلود هر شب پارگى « 3 » گرم
به سركه پارهء با آب تر كن * كه دارو بر نهادى آن زبر كن
ببندش تا سه روزش هيچ مگشاى * چو بگشايى ازين ديگر برانداى
پياز و سوسنِ اسپيد بايد * بكوبد نرم و با سركه بسايد 3330
برو برنهِ ببندش نيز محكم * سه روز ديگرش مگشاى مرهم
و گرنه شبّ و دهن ورد بايد * بهاون نيك تا برهم بسايد
بنه بر خايگانِ كودكان بر * و گرنه بر برِ دوشيزگان بر
و گرنه آبِ مورد ترّ بايد * به دو خايه بمالد كم فزايد 3335
علاجِ ناخن
كسى كو ناخنانش كور گردد * و انگشتانِ وى بىزور گردد 130 آ
ز پيه « 4 » كوفته لختى درو بند * ازو مگشاى پيهِ بسته يك چند
چو بگشايى و ناخن نرم گشتست * بدان ، كان ناخنت از درد رَسْتَسْتْ
بخارش تا مگر ناخن شود راست * كه نيكو گشت ، ترس و بيم برخاست
و گر نيكو نگردد پيه ديگر * به دو دربند گردد زود بهتر
و گر از ناخنان گردد مقشّر * مرو را داروى آميز ديگر 3340
پيازِ عنصل اندر روغنِ ورد * ضمادى كن بِنِهْ بر ناخنِ درد
و گر بشكافدت ناخن ز سودا * بداروها بران كيموسِ « 5 » گندا « 6 »
بموم و پيه و روغن ناخنان را * بيندايش كه بزدايد نشان را
و گر چون زرد برگِ گل به ناخن * پديد آيد كه من گويم چنان كن
كه تخم بندق و سركه بسايى * و زو مر ناخنانت را نمايى 3345
هامش
( 1 ) - چون آن : در نسخه اصل ( چنان ) .
( 2 ) - كامل : مسن .
( 3 ) - پارگى : اندكى ، پارهاى .
( 4 ) - ز پيه : در نسخه اصل ( رميه ) .
( 5 ) - كيموس : عصاره .
( 6 ) - گندا : بدبو ، عفن .