كسى كش غلبه دارد خونش آن بِهْ * كه هر وقتى كه باشد رگ زَنَد بِهْ 3195
و آنكس كش نباشد غلبهء خون * نبايد كاورد آن خون به بيرون
بسيرى گر كسى مىرگ گشايد * به دو بر درد و علّتها فزايد
منفعتِ اسهال و مضرّتش
كسى كاسهال مىبايدش افكند * نبايد غفلت و بودَنْشْ خرسند
كه گر غفلت كند علّت « 1 » فزايد * و زود او را پشيمانى نمايد
و گر صفرا بود ويرا تو بلغم * برانى ، گردد آن صفراش محكم 3200
و گر بلغم بود صفراش رانى * به راه آوردن او را بد توانى 125 آ
بدان تا در تنش غلبه چه دارد * و دارو چيست كان دردش براند
ز جنس علّتش اسهال فرماى * و زان مقدار دارو كاه « 2 » و افزاى
و گر كس در تَنَشْ عِلّت ندارد * چنان به كو بدارو كم گرايد
گرش اسهال فرمايى جفا بوْدْ * گرش نكبت « 3 » رسد ، زى تو خطا بُوْدْ
كه دارو در تنِ مردم همى درد * نيابد ، سود و نفعش چون توان كرد ؟ 3205
بسى نكبه « 4 » كند در تندرستى * و آرد تندرستى را بسستى
ز استسقا و دقّ و دردِ بسيار * مر آن كس را هميشه بيم مىدار
و دارو خوردنت در وقت و هنگام * دهد از دردهاى زشت آرام
بمعده دَرْتْ بفزايَدْتْ قوّت * و نيكو داردت به نيت « 5 » و شهوت
تدبيرِ قى كردن
قى افكندن قوى دارَدْتْ معده * و بگوارَدْتْ نيكو چيزِ خورده 3210
هامش
( 1 ) - علت : در نسخه اصل « غفلت » .
( 2 ) - كاه : امر از مصدر كاستن .
( 3 ) - نكبت : رنج ، مصيبت .
( 4 ) - نكبه : نكبت .
( 5 ) - به نيت : نهاد ، نسخه اصل ( مننت ) .