تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
نداند حيلتِ « 1 » بيرون گرفتن * نيارد بر زمين از غم نشستن بياميز انگبين و نيز كندر * و لختى نيل زانِ [ بَرْ ] برو بر و گرنه « 2 » انگبين و اصلِ نرگس * برو نِهْ تا بيارامد به مجلس و گرنه بيخ نى با انگبين آر * بجاىِ خار برنه زود بسيار 3180 چو پيكانى شود در استخوان در * علاجِ وى بود از سوى « 3 » ديگر مدارا كن تو آن پيكان بجنبان * كه جنبيده شود خود آيد آسان چو نزديكست او از سوىِ ديگر * شكافيدن بسى از دارو بهتر بگو از سوى ديگر برزَنَشْ نيش * برون آيد همانگه چون شود ريش

منفعت و مضرّتِ رگ گشادن

كسى كز خون برو غلبه نباشد * و خون در جسمِ او كُلبه « 4 » نباشد 3185 گرو بىعلّتى از خويشتن خون * بىاندازه همىآرد به بيرون 124 ب مضرّت باشد او را در جوانى * بينگيزد بسى دردِ نهانى زِ استسقاش بيمست و زِ لقوه * زِ فالج نيز و از سكته و رَعشه بشوراند « 5 » همى دردِ جگر را * و ضعف آرد عروق و رهگذر را « 6 » و معده سست گردد ، روى هم زرد * و بفشاند بگلگونْ روىِ او گرد 3190 و گر خون بر كسى بر غلبه دارد * و زود از خويشتن خون برندارد به دو نزديك باشد دردِ برسام * تبِ گرم و حرارتها وَ اورام « 7 » خوانيق و جذام و نيز طاعون * مفاجا مرگ و سكته باشد از خون بثور و آفله « 8 » ، گرّ و بناور « 9 » * ز خون بسيار باشد دردِ ديگر
هامش
( 1 ) - حيلت : چاره . ( 2 ) - و گرنه : در نسخه اصل ( و اگرنه ) . ( 3 ) - سو : طرف « سوى ديگر » اينجا بمعنى « نوع ديگر » به كار رفته است . ( 4 ) - كلبه ( كلبة ) بضم اول و فتح سوم : الشدة و الضيق و القحط ( المنجد ) . ( 5 ) - شوراندن ؛ شورانيدن : انگيختن . ( 6 ) - رهگذر : مجرا ( مجرى ) . ( 7 ) - اورام : ورم‌ها ، آماس‌ها ، در نسخهء اصل ( آرام ) . ( 8 ) - آفله : آبله ( در فرهنگها نيامده است ) . ( 9 ) - بناور ؛ بفتح اول : دمل .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 192 | حكيم ميسرى / برات زنجانى