تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
و مغزِ ساق ، لختى نيك بگداز * همه بر سِرْشْ زو مرهم همى ساز و گرنه مومِ زرد و روغن بان * به وزن موم ، روغن نيز چندان 2990 پس آنگه علك رومى زان سياه آر * و اين دارو بخر ره تو به راه آر ازين هريك بوزنِ موم نيمى * روا باشد نباشد هيچ بيمى و گرنه پيهِ بطّ و مرغ بايد * و پيهِ خوك گر يا بى بشايد و پيهِ خرس با او دهنِ سوسن * بهم بگداز و گرد آور ، به هاون 106 ب بر او بركوب جاو شير و كندر * و مرهم ساز زو بر استخوان بر 2995

علاجِ ريش « 1 » و جراحت « 2 »

گر آيد بر كسى ريش و جراحت * بجويش داروى كارَدْشْ راحت مَيَنْدايَشْ بدان درد ايچ « 3 » روغن * دگر صمغِ ملاطش بر پراكن مكن دارو گرت بايد كه خونش * ببندد تا بيايد « 4 » زو برونش منه بر ريش ديگر ، جز نبيدش * كه ديگر چيزها دارد گزندش گر از خسته نيايد خون بسيار * و تب گيرَدْشْ و گردد حال بسيار 3000 بگو تا رگ گشايد زود خسته * برون آرد بسى زان خونِ بسته نبايد خستگان را گوشت و حلوا * كزو باشد ورم در وقتِ گرما چو خواهى كش نگيرد درد و آماه « 5 » * و خون مردمان سو « 6 » كم كند راه رگو يك پاره اندر سركه آغار * رگو را هر زمان زى درد بسپار و گر در زير دردش غور بينى « 7 » * ز غورش بر تنش بر ، جور بينى 3005 فليتى « 8 » كن بدان سوراخ در نِهْ * و گر زيتش براندايى شود بِهْ و گر دانى كه دارد زيرِ ران ريش * پليدى ناورد بيرونش جز نيش
هامش
( 1 ) - ريش : زخم چركى است . ( 2 ) - جراحت : زخم غير چركى است . ( 3 ) - ايچ : هيچ . ( 4 ) - بيايد : به نظر مىرسد ( نيايد ) صحيح باشد . ( 5 ) - آماه : آماس . ( 6 ) - سو : جانب ، طرف ، سمت . ( 7 ) - غور : فرورفتگى . ( 8 ) - فليت : پليته ، فتيله .