تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
بگو بشكاف از زيرش به نيشش * چو خون بيرون رود بِه گشت ريشش گر آن‌كس از ورم بر بيم باشد * و خواهد از ورم چون سيم باشد 3010 بگو مطبوخ افتيمون بخور زود * كه مطبوخش بخورْدْ آماه بِرُبُودْ جراحت گر بود كس را بر اشكم * كه نه دارو بود نه نيز مرهم گر امعاء از شكم آيد به بيرون * نداند پس كسى كان داروش چون نبيدِ گرم بر امعاش برريز * مكن سستى درين دردش مينگيز كه او كمتر كند ، ز امعاىِ او باد * و گردانَدْشْ زود از درد آزاد 3015 و گر هنگامِ اين باشد زمستان * بگرماوه بَرَشْ تا گردد آسان و گر تنگست آن سوراخِ اشكم * كه بيرون اوفتيد امعاشْ بر هم تو با جا بردن او را بد توانى * بدانجا در نگنجد رودگانى « 1 » بگو تا زود بشكافد به نيشش * مترس از نيش اگر دانى تو ريشش پس آنگه رودگانى باز جا كن * بر وزن « 2 » تكيه‌اش گو بر قفا كن 3020 بدردش بر ، تو دارو بر پراكن * مگر بسته شود آن دردِ سوزن جراحت گر بنزديكِ پى آيد * مرو را تندرستى خود كى آمد بزيت آن گِرد بر گِردِ جراحت * همىانداى تا آيَدْشْ راحت ب 107 و هر روزيش پشت و مرزِ گردن * بمالش نيك بابِ گرم و روغن

روييدن گوشت جراحت

كسى كو زشت و كهنه ريش دارد * چو خواهد كش بدارو بر سر آرد 3025 ز صبر و عنزروت « 3 » و علك بايد * و خون ساوشان با او بشايد ازين هر داروى جزوى برو كُن * بكوب و بر جراحت بر پراكن
هامش
( 1 ) - رودگانى : ( روده + ان جمع + ى نسبت ) ، روده‌ها . ( 2 ) - صورت صحيح مصراع شايد چنين باشد « بدوز ، آن ، تكيه‌اش ، گو بر قفا كن » زيرا در بيت بعد از درد سوزن سخن رفته است . ( 3 ) - عنزروت : در نسخه اصل ( عنزوت ) .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 182 | حكيم ميسرى / برات زنجانى