تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
ببايد شست آهك را به هفت آب « 1 » * بدُهْنِ وَرد بگداز آن با شتاب 2975 هميشه زو « 2 » بدردَشْ مىبرانداى * كزو بهتر شود آن سوخته جاى

علاج ناخنى گوشه كرده

كسى كش گوشهء ناخن برآيد * و انگشتش ز درد آماه دارد ورم گيرد همه دستش ز دردش * و تب گيرد ، از آن رخسارِ زردش ز خون باشد ، بگو تا رگ گشايد * پس آنگه سركه و افيونْشْ بايد 2980 هميشه زو بدردش گو برانداى * مشويش هيچ و دارو زو بمزداى آ 106 و گر بهتر نگردد اسفيوش آر * و لختى نيك زو بر سركه آغار ازو مرهم سِرِشْ بر درد بر نِهْ * كه جز زين دارو دردش كم كند بِهْ « 3 » كزين بهتر نگردد ، جز ز اسهال * نيارد كارِ اين علّت باقبال به مطبوخ فتيمونش دوا كن * ز حلوا خوردنَشْ گو احتما كن و گر دمّل كند انگشتش از درد * ز مرهم‌هاى [ دمّل ] بايدش كرد 2985 علاج دمّلش كن تا شود بِهْ * ز خايه « 4 » مرهمى ساز و بر او نِهْ

فى علاجِ استخوانِ شكسته « 5 » در رسته و آماهيده « 6 »

كسى كش استخوانى برشكسته * بماند « 7 » سخت در بندش ببسته به آبِ گرم و روغن در ، بمالش * بماليدن مگر بهْ بُوْدْ حالش و گرنه موم و پيه بط « 8 » و روغن * از آن روغن كه پرورده بسوسن
هامش
( 1 ) - به هفت آب شستن : هفت بار شستن . « آهك آب نارسيده بگيرند و آن را هفت بار بشويند و خشك كنند ذخيرهء خوارزمشاهى ص 594 » . ( 2 ) - زو : نسخه اصل ( دو ) . ( 3 ) - به : نسخهء اصل ( نه ) . ( 4 ) - خايه : تخم‌مرغ . ( 5 ) - رسته ؛ بفتح اول : رها شده و بضم اول ، روييده ، باليده . ( 6 ) - آماهيده : آماسيده ، ورم كرده . ( 7 ) - ماندن : گذاشتن . ( 8 ) - بط : مرغابى ، اردك .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 180 | حكيم ميسرى / برات زنجانى