بگو اشنان بساى ، آنگه بهاون * و زان سوده بريشَشْ بر پراكن
دگر سودِ « 1 » شخار ار « 2 » تيز زنگار * برو كن تا شود آن رسته ناكار
3050 و گرنه عنزروتِ « 3 » نيك و كندر * وزين زنگار بايد پس برابر
ب 108 بلختى انگبين اندر بياميز * اميد است اين ، بهست از داروى تيز
و گر بهتر نگردد داروىِ تيز * بياميز از دگر دارو بپرهيز
و گر ريشى بود كورا به آهن * شكافيده شود بىنيشِ آهن
عسل جوى و بلا در نيكْ زان تيز * و جزوى زفتِ تر با او بياميز
به آتش گرم كن بر هَمَشْ بگداز * ازو تو ريش را مر مرهمى ساز
3055 كزو لختى نهى بر روىِ آنِ ريش * شكافيده شود بىدرد و بىنيش
علاج خونْ آمدنْ از جراحت
كسى كو را ز ريشى مىدود خون * ندانى هيچ كان درمان او چون
ببايد بست آن اندامْ محكم * پس از بستن ازين بايَدْشْ مرهم
ز صبر و كندرو از موىِ خرگوش * و خونِ ساوشان بر ريش برپوش
سپيده خايه لختى اندرو ريز * همه بر هم سِرِش « 4 » دارو بياميز
3060 و گرنه گو ، ز نسج عنكبوت آر * و زو در ريشِ وى كن نيز بسيار
و گرنه قلقطار و صبر و جيسين « 5 » * و خونِ ساوشانِ « 6 » نيك بگزين
و لختى آهكِ نرمش بياميز * سپيده خايه لختى اندرو ريز
و زو لختى بر آن ريشش « 7 » تو برنِهْ * ببندد خون و بگشاده « 8 » شود بِهْ
هامش
( 1 ) - سود : سوده .
( 2 ) - ار : اگر ، يا .
( 3 ) - عنزروت : در نسخهء اصل ( عنزورت ) .
( 4 ) - سرش ؛ بكسر اول و دوم : امر از مصدر سرشتن .
( 5 ) - جيسين : به نظر مىرسد « جيسين » درست باشد .
( 6 ) - ساوشان : در نسخه اصل « سياوشان » .
( 7 ) - ريشش : نسخه اصل ( ريش ) .
( 8 ) - بگشاده : گشاده شده ، جراحت .