علاجِ و با
و با بسيار وقتِ مهرگان بود * و بيمارى بدين وقتى كز آن بود
كه تابستان نيايد ابر و باران * و باد آيد شبان و بامدادان
2900 مخطر [ ه ] ست « 1 » از و با آن سال پرهيز * ز حلوا وَزْ نبيد « 2 » و گوشت پرهيز
بگرمابه نبايد رفت بسيار * و آبِ گرم را كمتر به كار آر
ز ميوها « 3 » بجز از سيب و آلو * بخور بسيار جز خرماىِ هندو
ز آبِ غوره و ريباس « 4 » و رمّان * غذا آن بِهْ بود مگذر ز فرمان
ز لحمِ گاو و مرغ و كبك و درّاج * ببايد خورد اگر باشى تو محتاج
2905 ازو مطبوخ در سركه همى خور * بديگر چيزها تو نيز منگر
از آنِ سركه جوى و زان بشكّر * بياور بامدادان زان همى خور
خنك جاييت بربايد گُزيدن * ز تعب و رنج و از گرما بريدن
زِ آبِ سرد بر سر بر همى ريز * به آبِ گرم هرگونه مياميز
2910 به آبِ سرد در ، از پست و شكّر * بياميز و به هر وقتى همى خور
ب 106 خيار و قرع نيك آيد و با را * توش « 5 » از تن بيارد آشكارا
چگونه نيك باشد نيز كشكاب * بجوشيده به دو در ، چند عنّاب
و گر شب در هوا آيد پديدار * شعاع و روشنايى نيز بسيار
بدان كامد و با آنگاه نزديك * و گر داند جهان بر خلق تاريك
ز ميوه ترّه خوردن گو حذر كن * بكوه و دشت و بيرون كم گذر كن
2915 زِ آبى را كه بر پشتِ زمين است * حذر كن زو مخور واجب چنين است
و آب و سركه اندر هم بياميز * و زو مىخور تو و در خانه مىريز
هامش
( 1 ) - مخطر [ ه ] ست : مخطره است . « مخطره » را بجاى « مخاطره » بمعنى خود را بخطر افكندن آورده است .
( 2 ) - نبيد : شراب .
( 3 ) - ميوها : ميوهها .
( 4 ) - ريباس : ريواس .
( 5 ) - توش ؛ بفتح اول و كسر ثانى : حرارت ، تبش .