تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
گرش با دردِ مقعد قطرهء خون * نيايد هيچ از مقعد به بيرون ز طلخِ « 1 » گاو شافه بايد او را * و گرنه عرطنيثا شايد او را 2725 و گر درد و ورم باشَدْشْ بسيار * به مقعد در ، كزو يابَدْشْ آثار زِ اكليلُ المَلِكْث وَزْ بَزْرِ كتّان * و بابونه و خطمى نيز چندان و مقل و زعفران و زرد خايه * ز ابيون نيز لختى خوارْمايه « 2 » به ميفخته « 3 » درون ، اين را بياميز * و لختى روغنِ گُل اندرو ريز 2730 ضمادى ساز و گر گرمش كنى به * و زان لختى بر آن مَقْعَدْشْ برنِهْ آ 100 وَگر كسى بُوَدْ كشْ مىدود خون * اگر زو زرد آب آيد به بيرون ز تلخِ گاو شافه بايد او را * . . . . . . . . . . . . . . . . . . . « 4 » برو بايد نهادن داروىِ تيز * بجز زين داروىِ ديگر مياميز ز اسپيداج مرهم كن برو نِهْ * كه دود تيز دارد زو شود بِهْ و گر بول و برازش بسته باشد * ز دردِ سخت زار و خسته باشد 2735 ز برگِ خطمى و از برگِ كتّان * كرم « 5 » برگ آر به آب اندر ، بجوشان بگو تا به آبِ پخته در نشيند * و جز زين چيزِ ديگر كم گزيند

علاجِ ناسور كردن

دو گونه علّتِ ناسور باشد * نه بر كردار اين باسور باشد يكى آنست كابِ زرد گر ، خون * ازو آيد به هر وقتى به بيرون و ديگر گونه آن باشد كه جز باد * نيايد زو به بيرون ، كن زِ من ياد 2740 گر استادى بود كان را به نيشش * ببرد به شود زو درد و ريشش
هامش
( 1 ) - طلخ : زهره . ( 2 ) - خوارمايه : مقدار كم . ( 3 ) - ميفخته ميپخته : مىپخته . ( 4 ) - در نسخهء اصل جاى مصراع دوم اين بيت سفيد مانده است . ( 5 ) - كرم ؛ بفتح اول و دوم : كلم .