تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
ز اصلِ و طبعِ وى آگاه باشى * كه زان غافل شوى پى راه باشى 2685 جوان و تندرست و هم خردمند * بجز زين دايه كودك را تو مپسند نه فربه باشد و نه زشت و لاغر * كه دايه معتدل باشَدْتْ بهتر ب 98 بپرهيزانش از كراث « 1 » و جرجير * و زان برگ كرفس و خوردنِ سير و گر شيرش كم آيد شير و شكّر * بپز گو هر زمانى زان همى خور و گرنه گو نخود در شير آغار « 2 » * وزان شير و نخود مىخور به مقدار 2690 و گرنه باديان و شير بايد * كزو خود شير بسيارى فزايد و گر شيرش چو شور و تار باشد * بدان شير اندرونش بار شد سكِ پخته گزين وى را بشكّر * بگو هر بامدادى زان همى خور ز شيرِ دايگان آن بِهْ كه شيرين * بود خوش‌بوى و جز وى شير مگزين و شيرى كو بود طعمش همه شور * و گر گنده ، بدان ، كان ، شير بىزور 2695 نبايد طفل را زان شير دادن * نه نيز او را ز شيرِ پير دادن و هر شيرى كه بر ناخن چكانى * كه نيك و بدش را خواهى بدانى كه نه تاريك و نه زان سخت روشن * و نه باشد همى برسان روغن بدان كان شير نيكست و تمامست * و جز آن شير بر طفلان حرامست و گر زى طفلت آيد دردمندى * كه جز دارو مرو را خودپسندى 2700 و گر دارو خورد آن دايه بىشك * ز بيمارى برون آيدش كودك گر از اندام طفلى بر جهد نيز * بثور « 3 » ، او را نبد ، بر دايه‌اش خيز آ 99 بگو تا دايه هر روزى ز كشكاب * خورد با او بپخته نيز عنّاب گرش از خون كسى علّت فزايد * بدان دايه بگو تا رگ گشايد چو طفل از پنج ماهه خود برون شد * بدان كش طبع در سلطانِ خون شد
هامش
( 1 ) - كراث : نسخهء اصل ( كرات ) . ( 2 ) - آغاردن ، آغاريدن : خيساندن . ( 3 ) - بثور : دانه‌هايى كه بر پوست پيدا مىشود .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 164 | حكيم ميسرى / برات زنجانى