تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
گرش طبع اوفتد از غلبهء خون * حجامت « 1 » بايَدَشْ خونش به بيرون 2705

علاجِ بواسير

كسى كو مىبنالد از بواسير * مرو را نيك بايد كرد تدبير اگر باسور خون آيد به بيرون * كه آن‌كس را نيايد ضعف از آن خون علاج بستن اين خون نبايد * كه آن كس را از آن علّت فزايد اگر زان ، ضعف بيند او بتن در * ببايد بست خون بر خويشتن بر ببايد بست آن خونِ رَوانَشْ « 2 » * مگر كم گردد آن دردِ نهانش 2710 نه قرصِ كهربا بايد گزيدن * طعام از غوره با بايد چشيدن و گر بسيار سستيش اندر آيد * و هر روزيش ضعفى نو فزايد ز آبِ گوشت با آبِ سفرجل « 3 » * غدا بايدش هر روزى ز اوّل ضمادى بايد از سنبل جگر را * كه نفزايد ازو دردِ دگر را دگر معجون ريم آهنش بايد * كزو با سور را راحت فزايد 2715 و گرنه حبّ مقلش گو همى خور * كش اين باسور را نيكست و درخور 99 ب

صفتِ حبّ المقل

هليله بايد و بوىِ جهودان * و صوغينِ سپيد و وَزْ سپندان به آبِ گندنا اندر ، عجين كن * كه حبّ مقل خواهى تو چنين كن بساز آنگاه زِ اسفيداج مرهم * به مقعد در نِهَدْ دردش شود كم و گر آماه « 4 » دارد مقعدِ اوى * مرو را تو همى مرهم ازين جوى 2720 پياز اسپيد بايد كوفته نرم * بسمنِ « 5 » گاو در ، به آتش شود گرم « 6 » ازين مرهم كن و بر درد بر نِه * كه آماهَشْ ز مقعد اين كند بهْ
هامش
( 1 ) - حجامت : گرفتن خون از بدن . ( 2 ) - روان : رونده ، جارى . ( 3 ) - سفرجل : به ، آبى . ( 4 ) - آماه : آماس . ( 5 ) - سمن : فربهى ، پيه و چربى . ( 6 ) - گرم : در نسخه اصل ( كم ) .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 165 | حكيم ميسرى / برات زنجانى