تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
دو لخت افيون اگر بر هم بمالد * به آبِ بقلهء حمقا بسايد و گرنه گو بسايش به آبِ كيفو * بدان سوده كند در آب دارو بياميز آنگهى در روغن ورد * براندايى ازو گه‌گاه بر درد 2560

علاج زنى كش رحم آماه « 1 » دارد

زنى كه رحمِ او آماه دارد * بنزدش گرمى و تب راه دارد 94 آ گر او از باسليقش رگ گشايد * همانگاه از بلا راحت نمايد هميشه روغن بادام و كشكاب * ببايد خورد با او آبِ عنّاب به آبِ اسفيوش و روغنِ ورد * بگو تا حقنه سازد او سوىِ درد اگر اين دردِ رحمش سخت گردد * و بول از دردِ سختش مىببندد « 2 » 2565 بگو بابونه آر و بزرِ كتّان * و حلبه نيز به آب اندر بجوشان به آبش درنشيند تا شود « 3 » درد * نبايد كاب بر آبش گذر كرد ز بابونه ببايد كردْ روغن * بدان روغن زهارش چرب كرن ز مغزِ ساق باىِ « 4 » زعفران كن * ز زرده خايهء بريان در آن كن ز پيهِ بط و از بوىِ جهودان * ز ميعه گو ضمادى ساز آسان 2570 ازين شافه كند در رحم گيرد * پس اندر آبِ بابونه نشيند دگر از كندرو بوىِ جهودان * ز ميعه گو ضمادى ساز آسان بدردش برنِهَدْ دردش شود كم * ورم زين دارو زود آرد همه خم « 5 »

فى علاجِ زنى كش زردآب يا خون آيد از رحم

زنى كش زردآب آيد اگر خون * پليدى آيدش از رحم بيرون ب 94 گر از نزديكى آيد خون به بيرون * نشان وى بگويم مر ترا چون 2575
هامش
( 1 ) - آماه : آماس ، ورم . ( 2 ) - ببندد : نسخهء اصل ( بندد ) . ( 3 ) - شدن : رفتن . ( 4 ) - با : آش ، شوربا . ( 5 ) - خم آوردن : گوژ شدن ، مجازا بمعنى شكست يافتن .