دو لخت افيون اگر بر هم بمالد * به آبِ بقلهء حمقا بسايد
و گرنه گو بسايش به آبِ كيفو * بدان سوده كند در آب دارو
بياميز آنگهى در روغن ورد * براندايى ازو گهگاه بر درد 2560
علاج زنى كش رحم آماه « 1 » دارد
زنى كه رحمِ او آماه دارد * بنزدش گرمى و تب راه دارد 94 آ
گر او از باسليقش رگ گشايد * همانگاه از بلا راحت نمايد
هميشه روغن بادام و كشكاب * ببايد خورد با او آبِ عنّاب
به آبِ اسفيوش و روغنِ ورد * بگو تا حقنه سازد او سوىِ درد
اگر اين دردِ رحمش سخت گردد * و بول از دردِ سختش مىببندد « 2 » 2565
بگو بابونه آر و بزرِ كتّان * و حلبه نيز به آب اندر بجوشان
به آبش درنشيند تا شود « 3 » درد * نبايد كاب بر آبش گذر كرد
ز بابونه ببايد كردْ روغن * بدان روغن زهارش چرب كرن
ز مغزِ ساق باىِ « 4 » زعفران كن * ز زرده خايهء بريان در آن كن
ز پيهِ بط و از بوىِ جهودان * ز ميعه گو ضمادى ساز آسان 2570
ازين شافه كند در رحم گيرد * پس اندر آبِ بابونه نشيند
دگر از كندرو بوىِ جهودان * ز ميعه گو ضمادى ساز آسان
بدردش برنِهَدْ دردش شود كم * ورم زين دارو زود آرد همه خم « 5 »
فى علاجِ زنى كش زردآب يا خون آيد از رحم
زنى كش زردآب آيد اگر خون * پليدى آيدش از رحم بيرون ب 94
گر از نزديكى آيد خون به بيرون * نشان وى بگويم مر ترا چون 2575
هامش
( 1 ) - آماه : آماس ، ورم .
( 2 ) - ببندد : نسخهء اصل ( بندد ) .
( 3 ) - شدن : رفتن .
( 4 ) - با : آش ، شوربا .
( 5 ) - خم آوردن : گوژ شدن ، مجازا بمعنى شكست يافتن .