تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣

علاج زنى كه مىخواهد كه آبستن نشود

زنى خواهد كه آبستن نگردد * و اندر رحمِ وى كودك نبندد ز قطران گر سداب شحمِ حنظل * بگو شافه كن و برگير ز اوّل و گرنه طلخِ گاو ار نيز « 1 » پلپل * ازين هر دو يكى بايَدْتْ حاصل 2485 كه وقتِ حاجتش در فرج گيرد * كه گر كودك بود خود زان بميرد دگر لختى ز قطران بر ذَكَرْ بر * براندايد همى بر جاىِ سر بَر گر اندايد قضيبش را بروغن * گَهِ گرد آمدن آن مرد با زن نبندد آب وى در رحم بىشك * نزآيد « 2 » هيچ از آن مرد كودك و گرنه يك قدح از آب بيغن * ببايد خورد گو لختى ز روغن 2490 و گر خواهد كه او دارو گزيند * كه كودك به شكم اندر بميرد بگو يك هفته از ابهل همى خور * و گر بهتر نگردد ديگر آور 91 ب و گرنه داروىِ حلتيث بايد * كزو هر روز لختى مىبخايد دگر از حنظل و قطران دوا كن * كز اين « 3 » هر روز [ گو ] بر زان طلا كن فليتى گو شبى در رحم بگذار * برحم اندر شبى محكم نگهدار 2495

دانستن دوشيزه زِ كالم « 4 »

چو خواهد تا منش دارو سگالم « 5 » * كه داند زود دوشيزه ز كالم زنى گويد كه من دوشيزه‌ام پاك * و زى من نارسيده مرد ناپاك و گر باشى بر آن زن تو به تهمت * بياموزم ترا من نيك حيلت « 6 » نخود لختى بكوب و آتش تيز * بزيرش بَر نخود ريزه همى ريز بخورى ساز زير فرج محكم * كه مىسوزد ، تو آتش را همى دَمْ 2500
هامش
( 1 ) - ار : اگر بمعنى يا نسخهء اصل ( از ) . ( 2 ) - نزآيد : نيايد . ( 3 ) - كزين : نسخهء اصل ( كراى ) . ( 4 ) - كالم ؛ بضم لام : بيوه . ( 5 ) - سگاليدن : انديشيدن ، فكر كردن . ( 6 ) - حيلت : چاره .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 153 | حكيم ميسرى / برات زنجانى