تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
2430 [ علاجش ] آنك خالى دارد اشكم * و شافى بايد او را نيك و محكم ز قاقايا و علك و صمغ و گلنار * يكى شافه كن و ، گو ، زود بردار و گرنه گو ، ز دُهنِ ناردين خواه * دَرِ مقعد همىانداى گه‌گاه

فى علاج زنى كه مىخواهد فرجش تنگ شود

زنى خواهد كه فرجش تنگ گردد * و نزدِ شوهرش بىننگ گردد سك و مشك و نبيدِ روشن و گل * درو آميز لختى از قرنفل 2435 فليتى بايد از كتان در آن آب * بياغارد « 1 » و برگيرد گَهِ خواب ب 89 و گرنه برگ سوسن بوستانى * فقاع و اذخر و شبّ يمانى و سعد و عفص با او كوفته نرم * كزو برگيرد آن زن رَسْتْ از شرم زنى خواهد كه فرجش گرم گردد * و نزد شوهرش بىشرم گردد كرمدانه و دهنِ ياسمن كن * فليتى كن و گو در خويشتن كن 2440 و گرنه پلپل و سعد و مى خام * بگرد آر و فروريز اندر اندام و گر خواهد كه چون دوشيزه گردد * و نزد مرد و زن پاكيزه گردد ز طلخِ « 2 » گاو ، گو ، در خويشتن كن * بكوكين حد ز دُهنِ ياسمن كن

فى علاج بيرون بردن ترى از فرج

زنى خواهد كه از تن آب و ترّى * برون آرد بدار و طبع . . . « 3 » رمه « 4 » با سرمهء سودش بفرماى * بگو لختى از آن بر فرج انداى 2445 دگر برگير گو شبّ يمانى * و لختى نيز ملحِ اندرانى دگر گلنار باب اندر بجوشان * مر آن كس را به آب اندرش بنشان ببايد شست فرجِ زن بدان آب * دگر شافى كن و برگير « 5 » بشتاب
هامش
( 1 ) - آغاريدن : خيساندن ، نسخهء اصل ( بياغازد ) . ( 2 ) - طلخ : زهره ، كيسه صفرا ( 3 ) - جاى كلمه سياه است و خوانا نيست . ( 4 ) - رمه ( رمه ) : استخوان پوسيده ؛ مغز استخوان . ( 5 ) - برگير : نسخهء اصل ( بر كبر ) .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 150 | حكيم ميسرى / برات زنجانى