تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣

صفتِ قرصِ كهربا

يكى مثقال تو از كهربا جوى * و هم چندان ز صمغِ گوز بازوى 2310 و ربّ لحية التيس آر و گلنار * ز مثقالى تو نيمى زين تو بردار و تخم كرسب و علك آر و افيون * ز هريك زين سه ، يك دانگست موزون ازين هر روز مثقالى به دو ده * كه دارو خورده آيد خود شود بِهْ ز طين ارمنى بگداز در آب * حضض با صبر و مرّ و سركهء ناب ز قاقايا درو كن ، زان طلى « 1 » كن * ابر دردش طلا را زين دوا كن 2315 . . . را « 2 » او طعامى نوش كردست * كه خوردش كز « 3 » نبيند صرف « 4 » خوردست ازين باشد كه بولش خون نمايد * علاجش كن كه نه علّت فزايد رگش بگشاى و قرصِ كهربا ده * كه اين دارو بخوردش خود شود بِهْ و گر در بول اين كس ريم « 5 » باشد * مر آن كس را ز علّت بيم باشد ز اقراصِ بزورش ده بجلّاب * و گرنه گو « 6 » همى خور نيز كشكاب 2320 شيافى ساز ز اسفيداج و افيون * ز صمغ كندرو مگذر به بيرون ز خون ساوشان و عنزروت آر * ازين شافه كن اندر پيش بسيار و گرنه گو بشير اندرش بگداز * از آن يك قطره در [ ا ] حليلش « 7 » انداز 85 ب

علاج سلس البول

كسى كش هر زمانى بىبهانه * برون آيد بسى بول از مثانه چه اندر خواب باشد گرچه بيدار * هميشه ز وى آيد بول بسيار 2325
هامش
( 1 ) - طلى / طلا : اندود . ( 2 ) - در نسخهء اصل اين كلمه سياه است و قسمت آخرش « ن » بوده است و ممكن است « گر اين را » و يا « مر اين را » بوده باشد . ( 3 ) - كز : نسخهء اصل ( كر ) . ( 4 ) - صرف : بكسر اول ، خالص . ( 5 ) - ريم : چرك . ( 6 ) - گو : نسخهء اصل ( او ) . ( 7 ) - احليلش : نسخهء اصل ( حليلش ) .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 143 | حكيم ميسرى / برات زنجانى