ز غاريقون دو بهرى صبر بايد * بههرحالى ازين كمتر نشايد
2025 به وزن دانگى سقمونيا خواه * از آن انطاكى از وى هستى آگاه
ازين حب گو در آبِ هندبا كن * به دو ده گو نخستين احتما كن
و گر در چشم او زردى بماند * گلابش درچكان زردى ربايد
بگو تا سركهء كهنه بجويد * از آن سركه هميشه مى ببويد
و گر زردى مرو را زان رسيدست * كه چيزى مرو را لا شك گزيدست
ب 74 علاجش شيرِ گرم و دهنِ « 1 » بادام * پس آنگه اسفيوش آرى شود تام
بيمارى استسقائى
2030 كرا اشكم درون آماهد « 2 » او را * و هر روزى شكم بفزايد او را
گرش دردِ جگر باشد ابا تب * نيابد خواب نه در روز و در شب
ز استسقاىِ ز قى « 3 » باشد اين درد * مخطره « 4 » هست و دارو بد توان كرد
هميشه آنكسى را زين همى خور * از آن سركه كه پرورده بشكّر
2035 و گرش اسهال باشد نيز درخور * شكر بابِ هليله گو همى خور
گر آنكس را طبيعت سخت باشد * ز دارو خوردنْ او پردَخْتْ باشد
به مازريون شكم را پاك بايد * بدين دارو كسى ناباك بايد
و گرنه از حبِ ريوند چينى * به مازريون بِهْ آيد كش گزينى
به هر هفته يكى شربت به دو ده * مگر دردش بدين دارو شود بِهْ
حبِ ريوند
2040 ز تخمِ هندبا بايد و ريوند * دو دانگ از هريكى پيش آر و بپسند
هامش
( 1 ) - دهن ؛ بضم اول : روغن .
( 2 ) - آماهد : از مصدر آماهيدن بمعنى آماسيدن ، در نسخهء اصل ( آمايدن ) .
( 3 ) - استسقاى زقى : نوعى از استسقاء ( استسقاى لحمى ، استسقاى طبلى ، استسقاى زقى ، هداية ص 454 ) .
( 4 ) - مخطره : بجاى « مخاطره » و بمعنى خود را بخطر افكندن آورده است .