مرو را مسهلى كن ز آبِ آلو * شكر با او ، مكن زين بيش دارو 2005
پس آنگه هر زمانى گو ز كشكاب * بجاىِ آب كشكاب آر بشتاب
دگر لكور و آب ، و آب سبنكور * ببايد خورد تا زردى شود دور
و گرنه قرصِ كافورش بياميز * بگو وى را ز گرمىها بپرهيز
قرصِ كافور
ز زيرشك و گل سرخ و طباشير * ازين هر داروى يك جزو برگير
ز تخمِ هندبا وز تخمِ كاهو * و صندل بايد اندر اصل دارو 2010
بجز تخم خيار [ ا ] ين بر نيايد * و لختى تخمِ قرع ار بُوْدْ شايد
ز تخمِ بقل حمقا گر بيابى * نگر كز تخمِ او خود برنتابى
ازين هر داروى يك جزو بردار * بكوب و پس بيكديگرش بسپار
ز كافورِ رباحى نيم ده يك « 1 » * ز جزوى برگزين ز آن نيك بىشك
ازين هر روز يك مثقال گردو « 2 » * به دو ده گر تواند خورد دارو 2015
به آب نار روشن گر خورد به * كه خوردش ، گو ضمادى بر جگر نِهْ 74 آ
ضماد از سنبل و ماورد « 3 » بايد * و هر شب نو ضمادى كرد بايد
طعامش را نشايد جز كدوبا * دگر پخته به سركه بقلِ حمقا
و گر بهتر نگردانَدْشْ كشكاب * ببايد خورد يك هفته پنير آب
اگَرَشْ نيست بازان دردمندى * و ليكن در نمش « 4 » بسيار زردى 2020
ز قرصِ لك در آبِ باديان كن * مر آن كس را همه دارو از آن كن
و گرنه گو بجز اين مسهلى تيز * گرش كرده « 5 » نيابى خود بياميز
حبّ الصّبر
به وزن يك درم از صبر بگزين * عصاره غافث بايد سيكى « 6 » زين
هامش
( 1 ) - نيم ده يك : يك بيستم .
( 2 ) - گر : يا .
( 3 ) - ماورد : ماء الورد ، گلاب .
( 4 ) - نم : آب اندك .
( 5 ) - كرده : ساخته .
( 6 ) - سيكى : يك سوم .