تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
مرو را مسهلى كن ز آبِ آلو * شكر با او ، مكن زين بيش دارو 2005 پس آنگه هر زمانى گو ز كشكاب * بجاىِ آب كشكاب آر بشتاب دگر لكور و آب ، و آب سبنكور * ببايد خورد تا زردى شود دور و گرنه قرصِ كافورش بياميز * بگو وى را ز گرمىها بپرهيز

قرصِ كافور

ز زيرشك و گل سرخ و طباشير * ازين هر داروى يك جزو برگير ز تخمِ هندبا وز تخمِ كاهو * و صندل بايد اندر اصل دارو 2010 بجز تخم خيار [ ا ] ين بر نيايد * و لختى تخمِ قرع ار بُوْدْ شايد ز تخمِ بقل حمقا گر بيابى * نگر كز تخمِ او خود برنتابى ازين هر داروى يك جزو بردار * بكوب و پس بيكديگرش بسپار ز كافورِ رباحى نيم ده يك « 1 » * ز جزوى برگزين ز آن نيك بىشك ازين هر روز يك مثقال گردو « 2 » * به دو ده گر تواند خورد دارو 2015 به آب نار روشن گر خورد به * كه خوردش ، گو ضمادى بر جگر نِهْ 74 آ ضماد از سنبل و ماورد « 3 » بايد * و هر شب نو ضمادى كرد بايد طعامش را نشايد جز كدوبا * دگر پخته به سركه بقلِ حمقا و گر بهتر نگردانَدْشْ كشكاب * ببايد خورد يك هفته پنير آب اگَرَشْ نيست بازان دردمندى * و ليكن در نمش « 4 » بسيار زردى 2020 ز قرصِ لك در آبِ باديان كن * مر آن كس را همه دارو از آن كن و گرنه گو بجز اين مسهلى تيز * گرش كرده « 5 » نيابى خود بياميز

حبّ الصّبر

به وزن يك درم از صبر بگزين * عصاره غافث بايد سيكى « 6 » زين
هامش
( 1 ) - نيم ده يك : يك بيستم . ( 2 ) - گر : يا . ( 3 ) - ماورد : ماء الورد ، گلاب . ( 4 ) - نم : آب اندك . ( 5 ) - كرده : ساخته . ( 6 ) - سيكى : يك سوم .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 125 | حكيم ميسرى / برات زنجانى