تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
ب 75 و گر حركت كند تا تشنه گردد * چنان كز تشنگى مىفتنه « 1 » گردد نبايد خوردن او را آب بسيار * كش استسقا سرانجام آورد كار 2060 اگر نشكيبد « 2 » او از آب خوردن * و نتواند از او پرهيز كردن گر استسقا پديد آيد به دو بر * ز آبِ انگبينش گو همى خور وز اسهالِ دراز و حيض بسيار * ز سيلانِ « 3 » دم و ناسورِ بدكار ازين هرحال استسقا فزايد * اگر چاره‌ش نسازى غم فزايد گر استسقاىِ لحمى باشد او را * ز دارو كل كلانج بايد او را

صفتِ كل كلانج

2065 ز مازريون تو اندر سركه آغار * و روزى دو سه ز آنجا دست بردار پس اندر سايه آن را خشك كن نيز * بكن داروش آنگه با دگر چيز هليله جوى زرد و تربد آور * و مازريون ازين هر دو برابر بوزنِ ده درم از هريكى زين * بيار و داروها ديگَرْشْ بگزين ز غاريقون و وردِ سرخ و ريوند * ز تخمِ بقلِ حمقا نيز بپسند 2070 و لختى نيز از تخمِ خيار آر * مقشّر بايد از هريك به مقدار ازين هريك بوزنِ شش درم جوى * و لختى انگوين خار با اوى آ 76 و نيم از نيم من در آب بگداز * به آب اندر بجوشان انگبين ساز بكوب اين داروها در انگبين كن * باستسقا همه دارو ازين كن به وزن دو درم زين خوردنى دان * ز سه در مسنگ مگذر هيچ تو زان 2075 پس آنگه قرص ساز او را ز ريوند * از آن گو تا خورد ، هر روز يك‌چند

صفتِ قرص ريوند

ز تخمِ زرشك و ربّ افستين * طباشير و گل و ريوند بگزين
هامش
( 1 ) - فتنه گشتن : فريفته گشتن ، زياد علاقه داشتن . ( 2 ) - شكيبيدن : صبر كردن . ( 3 ) - سيلان : روان شدن .