تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
و ربّ غافث و تخمِ بقلِ حمقا * و لختى جوى از لكّ منقّا « 1 » ازين هريك سِهْ درْ مسنگ بايد * چهار از علك رومى كم نشايد وزان تخم خيار آور مقشّر * ز وزن پنج درم تو زو بمگذر بكوب و قرص كن زو سه در مسنگ * يكى خوردن بود بىبيم و بىجنگ 2080 اگر بينيش در اسكنجبين كن * و گر كش سرفه باشد تو چنين كن بجلّاب اندرون بايدش خوردن * كه سرفه را نينگيزَدْشْ در تن و گرش اسهال باشد درش « 2 » رب به * همىآميز هر روزيش مىده

علاج دردِ سپرز كردن

كسى را كز سپرزش درد باشد * ز دردش چشم و رويش زرد باشد 2085 گرش تب باشد و باشد حرارت * چنين كن كت كنم من زين اشارت ب 76 ز گزمازك وِرا اقراص آميز * درين كارش بهشتن زود برخيز

قرصِ گزمازك

ز گزمازك وَزْ پنجنگشت « 3 » يكسان * و تخمِ بقلِ زهرا نيمى از آن و تخمِ هندبا بازو بگرد آر * بكوب و پس بيكديگَرْشْ بسپار ازين با سركهء پخته بشكّر * بگوهر بامدادى زان همى خور گر از ترّى بود گو ، باسليقش * همى بگشاى گر يا بى طريقش 2090 گر از دستِ چپش بگشاى سيلم * و گر يا بى يكى استادِ عالم نمد لختى به سركه در بياغار * پس آنگه هر زمان بر درد بگذار گر از سردى بود اين درد و علّت « 4 » * باقراصِ كبر بايَدْشْ حيلت
هامش
( 1 ) - منقا ( منقى ) : پاك كرده شده . ( 2 ) - درش ؛ در + ش : در آن . ( 3 ) - پنجنگشت : پنج انگشت ، در نسخهء اصل ( بحيشك ) . ( 4 ) - در دو علت : نسخهء ( علت و درد ) .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 129 | حكيم ميسرى / برات زنجانى