علاجش آبِ كاسنى با سبنكور * و شيرين چيزها از نزد او دور
دگر وى را بگو كشكاب مىخور * به دو در ، روغن بادام و شكّر
به آبِ نار آنكس را علاج است * بخاصّش كش همه گرمىمزاجست
گرش اسكنجبين لختى گزينى * به دو در ، لختكى ريوند چينى
روا باشد كزو راحت فزايد * و ريوند از جگر آفت زدايد 1975
گر از زيرشك « 1 » سرخ اقراص آميز * به دو در سكّ پرورده كنى تيز
طلا كن صندل و گلبرگ و كافور * گلاب و سركهء كز آبِ انگور 72 ب
قرص انبر باريس
ز تخم هندبا يك جزو بايد * و تخم زيره كش چندان بشايد
ز تخم بقل و از تخم خيار آر * ز هريك سيك « 2 » از هر جزو بردار
گلِ سرخ از ششَتْ يك « 3 » جزو ريوند * و سنبل زين دو ده يك « 4 » جزو بپسند 1980
گرش اسهال بايد گو ز آلو * و نيزش لختكى خرماى هندو
شكر لختى به آب « 5 » اندَرْشْ بگداز * ازين مطبوخ وى را مسهلى ساز
گر آنكس را قىِ بسيار باشد * هميشه با غم و تيمار باشد
از اين اقراص ريوندش همى ده * چو روزى دو سه خوردش خود شود بِهْ
قرص ريوند
تو ريوند آر و گلبرگ و قرنفل * و مشك و مصطكى بازوى « 6 » سنبل 1985
ز تخم قرع و از كشنيز بايد * و جز تخم خيار اين بر نيايد
ازين اقراص كن گو دو در مسنگ * به دو ده به آب نار روشنِ رنگ
بگو هر روز از آن خور از نخستين * غذا جز زيره با گو هيچ مگزين
هامش
( 1 ) - گر از زيرشك : در نسخهء اصل ( كر از زيرشك ) .
( 2 ) - سيك : سه يك ، يك سوم .
( 3 ) - شش يك : يك ششم .
( 4 ) - ده يك : يك دهم .
( 5 ) - به آب : نسخهء اصل ( بداب ) .
( 6 ) - بازوى : با او .