يكى شربت ازين دو دانگ آيد * نبايد بيش دانگى ، غم فزايد
به هر وقتى كه خواهى زين همى ده * كسى كش امتلا باشد شود بِهْ
كزين تخمه و باد و درد و قولنج * بيارد تا نباشد نيز از آن رنج
1955 فواق « 1 » از امتلا باشد بمعده * كز استفراغ معده سست كرده
گر از ترّى بود پودينه بايد * سدابِ خشك با او بوده بايد
ز لختى علك بازو گو بياميز * بكوب اين داروها در انگبين ريز
بخور تا او ببرد زود بلغم * هم از معده كند ترّى همه كم
قرص راسن
سداب و پودنه ، راسن و سعتر * و لختى نانخواهش هست درخور
1960 ببايد كندرو زين هريكى بيش * ز آب زيره بايد يك قدح پيش
ازين دارو به آب زيره اندر * به دو ده تا شود از درد بهتر
گر استفراغش آوردست اين درد * همه بزر « 2 » قطونا بايَدْشْ خورد
آ 72 و گرنه لختكى دُهنِ بنفشه * به آبِ سرد زو مىخور هميشه
و گرنه دهن بادام آر و كشكاب * ببايد اندرين كشكاب عنّاب
1965 ز آبِ نار گو دايم همى خور * نباشد داروى زين نار بهتر
و گر خشك است طبع ، اسهال فرماى * ازين دارو بگو بر معده انداى
برو انداى برگ ورد و صندل * و خطمى با گلاب و نيز فوفل
علاج دردِ جگر
گر از پهلو ز دستِ راست دردست * ز دردش روى چون دينار زرد است
بدان كش زى جگر آفت رسيدست * تنش دردِ جگر مسكن گزيدست
1970 گرش ازريق « 3 » خيو خشك گردد * جز آب سرد خوردن كم پسندد
هامش
( 1 ) - فواق ؛ بضم اول : سكسكه .
( 2 ) - بزر قطونا : در نسخه اصل ( برز قطونا ) .
( 3 ) - ريق : آب دهن .