تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
يكى شربت ازين دو دانگ آيد * نبايد بيش دانگى ، غم فزايد به هر وقتى كه خواهى زين همى ده * كسى كش امتلا باشد شود بِهْ كزين تخمه و باد و درد و قولنج * بيارد تا نباشد نيز از آن رنج 1955 فواق « 1 » از امتلا باشد بمعده * كز استفراغ معده سست كرده گر از ترّى بود پودينه بايد * سدابِ خشك با او بوده بايد ز لختى علك بازو گو بياميز * بكوب اين داروها در انگبين ريز بخور تا او ببرد زود بلغم * هم از معده كند ترّى همه كم

قرص راسن

سداب و پودنه ، راسن و سعتر * و لختى نانخواهش هست درخور 1960 ببايد كندرو زين هريكى بيش * ز آب زيره بايد يك قدح پيش ازين دارو به آب زيره اندر * به دو ده تا شود از درد بهتر گر استفراغش آوردست اين درد * همه بزر « 2 » قطونا بايَدْشْ خورد آ 72 و گرنه لختكى دُهنِ بنفشه * به آبِ سرد زو مىخور هميشه و گرنه دهن بادام آر و كشكاب * ببايد اندرين كشكاب عنّاب 1965 ز آبِ نار گو دايم همى خور * نباشد داروى زين نار بهتر و گر خشك است طبع ، اسهال فرماى * ازين دارو بگو بر معده انداى برو انداى برگ ورد و صندل * و خطمى با گلاب و نيز فوفل

علاج دردِ جگر

گر از پهلو ز دستِ راست دردست * ز دردش روى چون دينار زرد است بدان كش زى جگر آفت رسيدست * تنش دردِ جگر مسكن گزيدست 1970 گرش ازريق « 3 » خيو خشك گردد * جز آب سرد خوردن كم پسندد
هامش
( 1 ) - فواق ؛ بضم اول : سكسكه . ( 2 ) - بزر قطونا : در نسخه اصل ( برز قطونا ) . ( 3 ) - ريق : آب دهن .