تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
علاج آنست كارا « 1 » سنبل خوردن * بمالد دست و پاى و پشتِ گردن مرورا تو گوارش كن ز تربد * ابا او زنجبيل آور بحاصل « 2 »

گوارشِ زنجبيل

ببايد زنجبيل و خُولنْجان * و قرفه جوى ازو هر سه بيك سان 1940 ازين هر داروى يك جزو بردار * و ديگر داروها آنگاه پيش آر كزين خوردَنْتْ معده گرم گردد * پى و رگهات جمله نرم گردد گر آن‌كس را مزاجش گرم باشد * و بازينش طبيعت نرم باشد « 3 »

گوارش نانخواه

ببايد نانخواه و علك و مويز * بجز زين سه نبايد مر ترا چيز ز علك و نانخواه آور تو يكسان * زبيبِ « 4 » طايفى بايد دو چندان 1945 حبش « 5 » بيرون كن و بركوب بر هم * بكوبش نيك تا گردد چو مرهم ازين هر بامدادى خوش همى خور * كه تخمه زين شود بىشك فروتر گر او را امتلا افتيد بسيار * گوارشها بر آن‌كس بركند كار حب تخمه مر آن‌كس را بياميز * گشاينده حبى آميز ، از آن تيز

حبّ تخمه

ببايد زنجبيل و علك و پلپل * و كيّه « 6 » نانخواه آور بحاصل 71 ب ازين هر داروى يك جز آيد * دو از سقمونيا كمتر نشايد 1950
هامش
( 1 ) - كارا : ؟ شايد كاو را ( - كه او را ) باشد . ( 2 ) - دو مصراع از لحاظ قافيه و معنى باهم سازش ندارد به نظر مىرسد هركدام مربوط به بيتى بوده است و نسخه‌نويس مصراع دوم بيت اول و مصراع اول بيت دوم را انداخته است . ( 3 ) - باشد : در نسخهء اصل ( گردد ) . ( 4 ) - زبيب : انگور خشك شده ، مويز . ( 5 ) - حبش ؛ ( حب + ش ) : حب آن را ، دانهء آن را . ( 6 ) - كيه : در نسخه اصل ( كبه ) .