علاجِ درد معده
كسى كو را بگيرد دردِ معده * به قى از وى برآيد هرچه خورده 1840
بگو وى را كه آبِ گرم مىخور * همى خور تا همىآيدش از بر
و گرنه گو بخور از يارهء تر * گر اسهال افكند خود زود بهتر
صفت يارهء فيقرا
سليخه دارچينى عود يكسان * ز ورد سرخ بايد نيز چندان 67 ب
اسارون بايد و سنبل ابازوى * و سنبل زان بِهْ آيد كش بود بوى
ازين هر داروى يك جز [ ء ] بردار * بوزنِ اين همه تو صبر پيش آر 1845
دگر از زعفران آرى روا دار * و خود بىزعفران اين كار مگذار
بساى اين نرم و آنگاهش دو درم سنگ * بدوده تا شود اين كار چون چنگ « 1 »
غذاش از آبِ نار و نار فرماى * بَرْ از دُهنِ بنفشه گو بينداى
صفتِ روغنِ سفرجل
سفرجل خرد كن در روغن آغار « 2 » * بخورشيد اندرون يك چند بگذار
كزين روغن خورد آنكس روا دار * گر اندايد برآيد درد و آزار 1850
و گر با درد آروغست بسيار * و آيد اسكهه « 3 » جز كونه « 4 » زان كار
گوارش ده ز زيره تاش اشكم * كند آن باد قولنجى همه كم
غذاش از قاليه بايد مبرر * كه جز اين بر كسى را نيست درخور
هامش
( 1 ) - چون چنگ : مرتب ، ساخته .« وان بت چنگ زن كه تاخته بود * كار او را چو چنگ ساخته بود .نظامى گنجوى » .
( 2 ) - آغاريدن : خيساندن .
( 3 ) - اسكهه ؛ اشكهه : فواق ، آروغ .
( 4 ) - و آيد اسكهه جز كونه زان كار : ؟ و شايد جز گونه بمعنى ( غير طبيعى و غير معمولى ) باشد .