تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
گرش معده بخواهد آب بسيار * و آروغش تُرُشْ وَ سركه كردار « 1 » گل و عود و سليخه دارِچينى * و افسنتين‌شناسى گرْشْ بينى « 2 » ببايد مصطكى و نيز سنبل * نبايد اندرين دارو قرنفل 1790 ففاعِ اذخر آر با وى بجا دار * و گرنه نيز دارو را روا دار ب 65 همه يكسان مگر گل بَرْگْ بفزون * بساى آنگه كُنَشْ در آب معجون ازين هر روز مثقالى بميبه « 3 » * به دو دِهْ تا شود معده مگر بِهْ و گرنه زيره خواه و نانخواه آر * به آبش معدهء خود را به راه آر ازين اقراص كه گفتم بامدادان * بدين آب به زور « 4 » اندر گدازان 1795 بخور گو تا رهد از ضعف معده * و بگو ارَدْشْ نيكو هرچه خورده و گر اين دردِ او ديرينه باشد * و درد معده‌اش با كينه باشد ترا معده بدارو پاك بايد * و دارو مر ترا ناباك بايد گوارش كن يكى مسهل ز تربد * بگويم كت چه حاصل كرد بايد

جوارشِ تربد

بوزنِ يك درم تربد تو بردار * و نيم از يك درم زين زنجبيل آر 1800 و هم چندين همىبايَدْتْ شكّر * بخور تا پاك گردد معده و بَرْ و گرنه كندرو بايد گوارش * تو هر روزى از آن لختى بيارش

گوارشِ كندرو

ببايد سنبل و شونيز و پلپل * انيسون نانخواه آور بحاصل آ 66 و پودينه بجوى و نيز و كاشم * همه همتا كجا نه بيش نه كم پس آنگه علك جوى و نيز گلنار * دو جز [ و ] از هريكى تو زين بگرد ، آر
هامش
( 1 ) - كردار : مانند . ( 2 ) - ديدن : صلاح ديدن . ( 3 ) - بميبه : در نسخهء اصل ( بمى نه ) . ( 4 ) - به زور : تخم‌هاى سبزى ( در نسخهء اصل بروز ) .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 112 | حكيم ميسرى / برات زنجانى