تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
بساى وانگهى در انگبين كن * تو ضعف معده را دارو چنين كن 1805

باب ريم آهن و آن را زنگ بدوغ « 1 » خوانند

ببايد ريم آهن نرم سوده * بسانِ سرمهء چون گَرْدْ سوده بشسته چند بار و پاك كرده * وَ بىدود و گل و بىخاك كرده بسخته زان بوزنِ بيست مثقال * ببايد نيز داروها به‌هرحال كمون و حلبه و كاشم و شونيز * ببايد نانخواه و كرويا نيز ازين هريك سه مثقال ار بود بيش * نباشد هيچ باك و زان مينديش 1810 كَرَسبِ تر و نعناع و سداب آر * دو كوزه دوغِ گاو آر و بىآب آر تو اين آلات‌ها را كيسهء ساز * همه آلات‌ها در كيسه پرداز « 2 » سرش محكم كن و در دوغ بسپار * دو روزش سر ببند و دست وا دار « 3 » پس آنگه دوغ را برگير و مىخور * كه خوردى همچنان دوغ آر ديگر بدين كردار يك هفته بخور زوى * غذا را هر زمان گوشتِ بره جوى 1815 و هر روزى خيارى چند زان تر * به پيش آر و همىبُرّ و همى خور و گر خواهى كه زين بفزايدت باه « 4 » * تو بهمن جوى و تخمِ تو درى خواه 66 ب از آن لختى درو افكن به مقدار * بيك هفته ترا نيكو شود كار و گر بلغم بود در معدهء تو * ز زيره ساز او را نيز دارو

صفت جوارشِ زيره

گوارش « 5 » بايدش كردن ز زيره * ز پلپل وز سپندان خشك بوره 1820 ابا او زنجبيلِ نيكِ چينى * و لختى انگبين چندانك بينى
هامش
( 1 ) - زنگ بدوغ : در نسخهء اصل ( رنگ بدوغ ) . ( 2 ) - پرداختن : خالى كردن . ( 3 ) - دست وا دار : دست بازدار . ( 4 ) - باه : نيروى تمايل جنسى . ( 5 ) - گوارش : ( - گوارشت - جوارش ) ، معجون هضم غذا .