تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
و ترفه كندرو سنبل انيسون * و سعد و گو ز بويا جوى موزون حب سود آور و لختى خلنجان * و لختى زنجبيل آور تو چندان و لختى انگبين ، برگِ سداب آر * و مويز آب ، ارنه « 1 » ، از شراب آر ازين هريك يكى مثقال بگزين * و ده مثقال رَيمْ آهن ابا اين 1770 در آغارَشْ « 2 » بمويز آب دو روز * چنانكت « 3 » من بياموزم بياموز به آتش نيك پز آبَشْ برون گير * بخور زان لختكى هر روز شبگير « 4 » طعامَشْ به ز آبِ نار و نان نيست * كه هيچ چيز از طعام او را چنان نيست بگو تا آبِ سرد آرند و برف آب * از آن بر دست و پايش ريز و بشتاب و گر بهتر نگردَدْ از طباشير * مرو را داروى ساز اينت « 5 » تدبير 1775 طباشير اندر آبِ نار بگداز * ازين او را تو آسان داروى ساز 65 آ گر از افراط قى مصروع گردد * كه وى را بيند از مرگش بترسد ز هيضه كم مِرَد تو هيچ مَنْديشْ * مشو مشغول خود زين داروى خويش و قرصِ مشك ده او را بحيلت * به بىشك يابد او راحت ز علّت و گر معده نيارامد ز درمان * برو نِهْ « 6 » شيشهء زانِ حجامان 1780 و گر بهتر نگردد دارو خواب آر * همه افيون و كافور و گلاب آر طلا كن « 7 » بر سر و بر جبهتِ « 8 » او * پس آنگه جايگاهِ خوابِ او جوى غذا را نار و آبِ نار بگزين * كه هيضه را طعامى نيست بِهْ زين پس آنگه گوشت آبه گو همى خور * دگر از زردهء خايه بمگذر

قوى كردنِ معده

كسى كان معدهء او ضعف دارد * طعامى كش ببايد بد گوارد 1785
هامش
( 1 ) - ارنه : اگرنه . ( 2 ) - آغاريدن : خيسانيدن . ( 3 ) - چنانكت : چنان كه ترا . ( 4 ) - شبگير : صبح . ( 5 ) - اينت : در نسخهء اصل ( اينست ) . ( 6 ) - برونه : بر او نه . ( 7 ) - طلا كردن : اندودن . ( 8 ) - جبهت : پيشانى .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 111 | حكيم ميسرى / برات زنجانى