تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠

گوارشِ تربد

آ 64 ز تربد يك درم و نيم بردار * و نيم از يك درم تو زنجبيل آر 1750 بوزنِ اين همه بردار شكّر * بهم بركوبْ وى را گو همى خور بيك‌بار اين ببايد خورد تا زود * فرود آرد شكم را تخمه و دود و گرنه گو ازين معجون بياميز * همى خور هر زمان بىترس و پرهيز

معجونِ ريم آهن

هليله زان سياهِ كابلى جوى * بليله بايد و نيز امله با اوى ز هريك ده درم بردار و پيش آر * و داروهاىِ ديگر پيشِ خويش آر 1755 و پلپل را بخواه و كندرو جوى * ز سنبل خواه ، گِرْدْ آور تو با اوى ز جز وى نيمهء زين هريكى گير * پس آنگه من بسازم نيك تدبير ز ريم آهن دو جزو آور بسايَشْ « 1 » * كه سودى نرم زى سِركه نمايَش تو ريم آهن بِسركَه اندَرْ آغار * بيك هفته به دو در دست و پا دار [ وزان ] پس خشك بايد كرد ديگر * ببايد سود داروهاتْ يكسر 1760 بكوب اين داروها جمله بِگِرد آر * پس آنگه بانگبين انْدَرْشْ بسپار ازين هر روز مثقالى اگر دو * ببايد خورد كين نيكست بر تو ب 64 ازين معده قوى گردد بواسير * شود بهتر بدين درمان و تدبير و حيض و بولِ بسيار اين ببندد * بسى آفت بدين از تن بگردد و گرنه از شرابِ ريم آهن * بپز كو پاك گرداند همه تن

شرابِ ريم آهن

كمون و نانخواه و انجدان را * و سعتر جوى و تخم باديان را كرسبش تخم و كاشم كرويا نيز * و پلپل دار پلپل جوى و شو نيز
هامش
( 1 ) - بسايش : در نسخهء اصل ( بساوش ) .