تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩

قرصِ كندرو

بوزنِ ده درم تو كندر و جو * و چندان طينِ نيك آور ابا او « 1 » كبابه ، قاقله ، زين هريك آور * بوزنِ دو درم تو زو بمگذر پس آنگه جوى كافور و قرنفل * روا دار ار نباشد هيچ سنبل ز هريك دانگْ سنگى بر همان ريز * بكوبَشْ نرم‌نرم و قرص آميز 1735 ازين در آبِ نار او را همى ده * كه بارى دو بخوردش او شَوَدْ بِهْ 63 ب چو زين بهتر نگردد ربّ رمّان * بپز وى را بمگذر تو ز فرمان

ربّ رمّان

ز آبِ نار و آب پودنه خواه * بجوشانش به آتش گر برى راه بگيرد غوره و تا سرد گردد * كزو خوردش مگر بىدرد گردد

طلا « 2 »

طلا كن سكّ و قاقايا و صندل * روا دار ار نباشد هيچ فوفل 1740 و ورد و سعد و مر و كندرو خواه * نبايد گر شوى زين درد بىراه ببايد سود نرم و نرم فرمود * كزين مىبر شكم مىبايَدَتْ سود به آب بِهْ ازين دارو طلا كن * بگو ، كز چيز خوردن احتما كن « 3 » ز برگِ بيغنِ خشك آر و شونيز * و برگِ پودنه با كرويا نيز ازين هريك ز جزوى نيم مىجوى * و داروهاىِ ديگر جوى بازوى « 4 » 1745 و علك و سعد و اذخر بايَدَتْ خواست * ز جزوى نيم سنگ از هريكى راست بكوب اين داروها در انگبين كن * مر آن كس را تو داروها ازين كن ازين هر روز مثقالى به دو ده * بيك هفته ازين علّت شود بِهْ
هامش
( 1 ) - ابا او : با او . ( 2 ) - طلا : اندود . ( 3 ) - احتما كردن : پرهيز كردن . ( 4 ) - بازوى : با او .