تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
پس آنكه زنجبيل آرد مربّا « 1 » * كزو افزايَدَشْ در معده صفرا ازو در هر زمانى گو ، همى خور * و گر اطريفلش آميز [ ى ] بهتر آ 53 گر از مشك و سك و عود قرنفل * قشورَ « 2 » تْرنج بازو « 3 » نيز سنبل به آبِ سيب زو حَبْ ساز بسيار * ازو دايم حبى گو در دهان آر 1450 و گرنه زين گوارش « 4 » بهتر آيد * گر از ديگر نيابى زين بشايد

جوارش للبخر

قضيب آهن ، رطب و سعد و سنبل * قشورَ تْرنج و لختى از قرنفل سك و اذخر ببايد مصطكى نيز * همه معجون كن ، اين دارو بياميز از آن هر بامدادانى ز اوّل * بخور گو لختكى همچون طريفل دگر ميويز و برگِ مورد تر * بكوب و هر زمانى زو همى خور

فى القلاع

1455 كسى كو را دهن پر ريش و درد است * بدان كان دردِ او جز خون نكردست رگِ قيفالِ وى گو زود بگشاى * پس آنگه گو حجامت را بياراى ازين دارو كه من گويم بجادار * ازو هر روز گو بر درد بگذار طباشير و گل و گشنيز و حنّا * عدس بايد و تخمِ بقلِ حمقا دگر سماق باشد نيز و كافور * ببايد سود زين كردار مبرور « 5 » 1460 ا [ ز ] ين هر روز گو بر درد بگذار * زمانى در دهن گير و همى دار ب 53 پس آنگه از گلاب و سركه جويش * بياميز و دَهَن گو زو بشويش و گرنه غرغره بايد بجلّاب * كزين يابد مگر او راحت و خواب
هامش
( 1 ) - زنجبيل مربا : زنجبيل پرورده . ( 2 ) - قشور : جمع قشر ، پوستها . ( 3 ) - بازو : با او . ( 4 ) - گوارش ( - گوارشت - جوارش ) ، معجون هضم غذا . ( 5 ) - مبرور : خوبى ديده ، نكويى كرده شده .