شعير محرق و سماق پيش آر * ازين هر داروى يك جزو بردار
ببايد سود ، ازو مسواك كردن * به دو دندان ز دردَشْ پاك كردن
اگر باشد بدندان دَرْشْ حفره « 1 » * چو خواهى كو شود چون پاك نقره
هميشه گو بيندايش بروغن * بيك هفته بشب هنگامِ خفتن
1415 و گر بهتر نگردد گو بمسواك * بيار آن حفره از دندانِ او پاك
فى الضّرس « 2 »
كسى دندانهايش كند گرديد * مگر كش ناموافق چيز خاييد
گرو را از ترشّى خورد دندان * بزد تا بد توان خاييد او نان
ز موم اسپيد گو گهگه همى خاى * دگر بادامِ تلخش گو بفرماى
1420 و گرنه بقلة الحمقا بخايد * كزو بهتر شود گر آزمايد
آ 52 و گر زو به نگردد مىبنالد * نمكّ سوده در دندانْشْ مالد
و گر سرد آب زى دندان نمايد * زمانى درد دندانَشْ فزايد
ز دهن گرم گرمى « 3 » در دهن گير * بجز زين كش بگويم چيز مپذير
دگر خايه « 4 » بِنِهْ در زيرِ آتش * پس آن زرده بگرمى زو برون كش
به دو ده تا بدندان در زمانى * بدارد تا پديد آيد نشانى
1425 و گرنه نانِ گرمش گو همى خاى * بنِ دندان بروغن گو بينداى
فى حفظ الاسنان من العلل
كسى خواهد كه دندان را بدارد * كه آن دندانِ وى علّت نيارد
نه خرما خوردنِ بسيار بايد * و چيزِ سخت خاييدن نشايد
هامش
( 1 ) - حفره ؛ بضم اول و فتح ثالث : مغاك .
( 2 ) - فى الضرس : در نسخهء اصل ( فى فى الضرس ) .
( 3 ) - گرمگرم : داغ .
( 4 ) - خايه : تخممرغ .