ز شبّ و مصطكى سوده بهاون * ازو سوراخ دندان پر بيا كن 51 آ
و گرنه مرّ و جوز سرو بايد * ز كزمازك ز لختى كم نشايد
بسايش نرم و در دندان بمالش * بدين دارو مگر بِهْ بود حالش 1395
ز شور و طلخ « 1 » خوردن احتما كن « 2 » * ز چرب و نرم چيزى گو غذا كن
فى حفظ الاسنان المتحرّكه
كرا گردد ز دردِ سخت دندان * چنان دندان خورده نيز جنبان
ببايد ورد و سكّ و سعد و گلنار * ازين هر داروى جزوى به مقدار
ز جزوى نيمهء شبّ يمانى * ببايد سود زى دندان رسانى
بمالى اصلِ آن دندانِ دَردَشْ * كه اين دارو تواند سخت كردش 1400
و گرنه عفص و كزمازك و قلقند * طباشير و شب و گلنار بپسند
همه يكيك بساى و بر همان ريز * به آبِ مورد زو اقراص آميز
به هر وقتى كه دندان گشت جنبان * ازو در مال گو در اصلِ دندان
دگر گلبرگ جويى گر « 3 » طباشير * بسايش نرم و اندر دردِ وى گير
نبايد علك خاييدَنْشْ بسيار * كش « 4 » آنگه بيش گردد درد و آزار 1405
فى الاسنان و حفرها
كسى كش اصلِ دندان زرد باشد * نه خورده باشد و نه درد باشد 51 ب
كف دريا و ملح اندرانى * سفال سوده و شبّ يمانى
شخارِ نيك بازو « 5 » نَرْم سوده * ازين هر روزى زى دندان نموده
بدندان بر ، بمسواكش همى مال * رهد از دردِ دندان او همه سال
و گرنه ملح بايد اندرانى * كف دريا ابازو « 6 » گر توانى 1410
هامش
( 1 ) - طلخ : تلخ .
( 2 ) - احتما كردن : پرهيز كردن .
( 3 ) - گر : يا .
( 4 ) - كش : كه او را .
( 5 ) - بازو : با او .
( 6 ) - ابازو : با او .