تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
ز شبّ و مصطكى سوده بهاون * ازو سوراخ دندان پر بيا كن 51 آ و گرنه مرّ و جوز سرو بايد * ز كزمازك ز لختى كم نشايد بسايش نرم و در دندان بمالش * بدين دارو مگر بِهْ بود حالش 1395 ز شور و طلخ « 1 » خوردن احتما كن « 2 » * ز چرب و نرم چيزى گو غذا كن

فى حفظ الاسنان المتحرّكه

كرا گردد ز دردِ سخت دندان * چنان دندان خورده نيز جنبان ببايد ورد و سكّ و سعد و گلنار * ازين هر داروى جزوى به مقدار ز جزوى نيمهء شبّ يمانى * ببايد سود زى دندان رسانى بمالى اصلِ آن دندانِ دَردَشْ * كه اين دارو تواند سخت كردش 1400 و گرنه عفص و كزمازك و قلقند * طباشير و شب و گلنار بپسند همه يك‌يك بساى و بر همان ريز * به آبِ مورد زو اقراص آميز به هر وقتى كه دندان گشت جنبان * ازو در مال گو در اصلِ دندان دگر گلبرگ جويى گر « 3 » طباشير * بسايش نرم و اندر دردِ وى گير نبايد علك خاييدَنْشْ بسيار * كش « 4 » آنگه بيش گردد درد و آزار 1405

فى الاسنان و حفرها

كسى كش اصلِ دندان زرد باشد * نه خورده باشد و نه درد باشد 51 ب كف دريا و ملح اندرانى * سفال سوده و شبّ يمانى شخارِ نيك بازو « 5 » نَرْم سوده * ازين هر روزى زى دندان نموده بدندان بر ، بمسواكش همى مال * رهد از دردِ دندان او همه سال و گرنه ملح بايد اندرانى * كف دريا ابازو « 6 » گر توانى 1410
هامش
( 1 ) - طلخ : تلخ . ( 2 ) - احتما كردن : پرهيز كردن . ( 3 ) - گر : يا . ( 4 ) - كش : كه او را . ( 5 ) - بازو : با او . ( 6 ) - ابازو : با او .