1375 و گر بهتر نگردد آهنِ گرم * به دو برنِهْ شود آن دردِ وى نرم
و گر دندان دَردَشْ خورده يا بى * نگر زو هيچگونه بر نتابى
ازين ترياك در سوراخش آكن * و گرنه حيله « 1 » كن از بيخ بركن
فى قلع الاسنان
كسى خواهد كه آن دندانِ خورده * كه درد او را همه سوراخ كرده
ب 50 ز بيخش بركند بىرنجِ بسيار * نه صعبى باشد و نه رنج و آزار
1380 كبيكج بايد و قطران و پلپل * همه يكسان ببايد كرد حاصل
ازين سوراخ دندان پر بيا كن * بجويى گر يكى باريك سوزن
و گرنه عاقرقرحا بياور * قشور « 2 » شبرم و زرنيخ اصفر
قشور « 2 » نوژ « 3 » و از اصل كبر نيز * روا دار ارْ نباشد جز ازين چيز
ببايد سود اين در سركهء خام * كسى كز دردِ دندان نيست آرام
1385 بن دندانِ دَردَشْ نيش برزن * ازين دارو برو بر ، بر پراكن
به روزى دو ازين دارو برانداى * پس آنگه بركشش بىدرد از جاى
و گرنه اصل « 4 » هليون اندرو گير * برآرد ار ببند [ ند ] ش به زنجير
فى السّن المأكول
كسى كش زير دندان خورده باشد * و سوراخ اندرو آورده باشد
ببايد راند صفرا را بدارو * بمطبوخ هليله گر « 4 » بآلو
1390 ز سعد و پلپل آنگه سوده بايد * و گر مازه بود با وى بشايد
ازو در اصلِ « 5 » دندانش همى مال * بدين داروش درمان كن همه سال
و گرنه پلپل سوده بقطران * بهبينى بر نه و بميانِ دندان
هامش
( 1 ) - حيله : چاره .
( 2 ) - قشور : جمع قشر : پوست .
( 3 ) - نوژ : كاج . در نسخهء اصل ( نور ) .
( 4 ) - گر : يا .
( 5 ) - اصل : ريشه .