تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥

فى الصّم

كسى كش اشنوايى كرّ گردد * ز اندوهش رخان چون زرّ گردد مگر بادى بگرد آمد در آن گوش * كه بيرون « 1 » آورى آن بادش از گوش برون آور تو از بادام روغن * يكى قطره از آن در گوشش افكن 1325 پس آنگه گرم گرماويش « 2 » بگزين * به دو در ، گو زمانى نيك بنشين 48 ب بران گوش گران بر ، خفت بايد * و هامون بر زمين بر ، خفت شايد گر از باد اوفتيدست « 3 » اين گرانى * برون آيد ازو بادِ نهانى و گر كرّيش از بيمارى آيد * گر از تخمه همى كرّى فزايد بُخار پودنه با شيح و شمشاد * و افسنتين و سعتر بشكند باد به گوش اندر گدازانش زمانى * مگر كرّيش زو گيرد كرانى « 4 » 1330 شياف اطروش « 5 » آنگه بياميز * ازو قطرى دو اندر گوش وى ريز

شياف اطروش

ز بوره سه درم بايد ز اوّل * به وزن يك درم از شحم حنظل ز راوند مد حرج « 6 » نيك بگزين * عصاره بايدت نيك و فسنتين ازين هر دو به وزن يك درم بيش * نبايد ، گر بود گوشش شود ريش « 7 » و كيّه بايد و قسط و فربيون * ز هريك دانگ سنگى آر ، موزون 1335 به طلخ گاو « 8 » اين دارو عجين كن * گرانى گوش را دارو ازين كن ازين لختى بدهنِ طلخ بادام * بگوشش درچكان تا يابد آرام
هامش
( 1 ) - بيرون : در نسخهء اصل ( برون ) . ( 2 ) - گرماويش : مراد « گرمابه‌اش » بوده است . ( 3 ) - اوفتيدست : افتاده است . ( 4 ) - كران : كنار . ( 5 ) - اطروش : در نسخه اصل ( اطرويش ) . ( 6 ) - مدحرج : گرد . ( 7 ) - ريش : زخم . ( 8 ) - طلخ گاو : زهرهء گاو .