تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤

فى القروح فى الاذن

كسى كس اندرون گوش ريش است * و درد از دردِ ديگر نيز بيش است ز گوشش هر زمان خوناب آيد * و بسيارى بوقتِ خواب آيد 1305 ز آبِ انگوين « 1 » گرم پيش آر * يكى قطره از آن بر درد ريش آر پس آنگه كنجده با صبر و زنگار * ز خون ساوشان بازو « 2 » بگرد آر و لختى كندره با ريم آهن * همه گرد آر فرَمايَشْ بسودن پس از بگداختن از سركهء تيز * ازو گه‌گاه در گوشش همى ريز فليتى بانگوين انْدَرْشْ گردان * پس از دارو بگوشش در نِه آسان 1310 بدين دارو مرو را تو همى دار * بجز زين چيزها را پاك بگذار مگر يك لخت ترب و انگبين نيز * بگوشش درنِهْ اين بِهْ از همه چيز آ 48 دگر زنگار و لختى سركهء خام * فرود افكن اگر باشَدْشْ آرام

فى الدَوِّى و الطنين

كسى كاواز گوش آيدش بسيار * هميشه باشد او با رنج و آوار « 3 » ز حبّ قاقيا گو خوردنى دو * بخور كو گوش را نيكست دارو 1315 ز افيون تو بروغن دَرْشْ بگداز * ازو يك قطره اندر گوشش انداز و گرنه روغن بادام تلخ آر * و زو قطرى به گوش انْدَرْشْ بسپار و گرنه جندبيدَستَر و روغن * بهم بگداز و زو در گوشش افكن و گرنه شيح و مرزنجوش و سعتر * و افسنتين و پودينه برابر به آب اندر بجوشان تا بُخارش * به گوش اندر دهد آرد قرارش 1320 ز آبش هر زمان بر سر همى ريز * و آبِ گرم بِهْ ، از سرد پرهيز دگر يا بى ز تخم ترب روغن * يكى قطره از آن در گوشش افكن
هامش
( 1 ) - انگوين : انگبين . ( 2 ) - بازو : با او . ( 3 ) - آوار : رنج ، آزار .