تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
جماعِ دايمى و مست خفتن * نبيد نا نشسته « 1 » نيز جُستن 1220 فساد آرد به چشم و روشنايى * پس آنگه خود فسادش كى زدايى ازين كت « 2 » ياد كرديم احتما « 3 » كن * و نيز آنگه بداروها دوا كن نخستين آنكه به آب اندر نشينى * و چشمت برگشايى آب « 4 » بينى كزان صافى شود دو چشم روشن * نبايد درد چشمت آزمودن و گرنه توتيا بايد مربّا * بمرزنجوش چون نيكست زيبا 1225 كزو گه‌گاه زى چشمت نمايى * به آبش ديدگانش مىزدايى

فى نتن الانف

كسى كش باد « 5 » بينى ناخوش آيد * مرو قلقند او را نيك شايد مرو قلقند آور سكّ « 6 » باهم * بياميز و در آن بينىّ وى دم و گرنه مى « 7 » در آن بينى چكانش * ازين دارو پس آنگه درفشانش 45 آ فليتى « 8 » كن درين دارُوشْ گردان * به‌بينى درنِهَشْ اينست درمان 1230 و گرنه تخم نسرين و قرنفل * سك « 9 » و مازه و تخم ورد و سنبل بياميز و در آن بينى همى دَم * همانگه گندش از بينى شود كم و گرنه مرّ گو لختى بجادار * كه جز زو مىنيابى « 10 » اين روا دار فليتى كن و مرّش برپراكن * فليته « 11 » آنگهى در بينى آكن
هامش
( 1 ) - نانشسته : يعنى دردش ته‌نشين نشده باشد . ( 2 ) - كت : كه ترا . ( 3 ) - احتما كردن : پرهيز كردن . ( 4 ) - آب بينى : آب را ببينى ( بينى صيغهء دوم شخص مفرد ، مضارع التزامى از مصدر ديدن ) . ( 5 ) - باد : بوى ( در فرهنگ‌ها نيامده است ) . ( 6 ) - سك : سركه . ( 7 ) - مى : شراب ، نبيد . ( 8 ) - فليتى : فليته‌اى - فتيله‌اى . ( 9 ) - سك : سركه . ( 10 ) - كه جز زومى نيابى : در نسخهء اصل ( كه جز زومى مىنيابى ) . ( 11 ) - فليته : فتيله .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 79 | حكيم ميسرى / برات زنجانى