تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
بكردار جوى گر « 1 » نيز كمتر * بگويم داروى كو بود بهتر دياخيلون برونه لختكى خرد * كش اين دارو تواند پاك زو برد 43 ب و گرنه موم لختى زود بگداز * وزان صافى شده بر دردش انداز 1190 به ميعاترّ دار آنجاى دردش * كه يك ساعت بود آن خوب كردش بخار آب گرم از سر طلى « 2 » به * بگرماوه « 3 » شدن خود از همه به و گر بهتر نگردد خونش بردار * برو كن گه‌گهى يك ريزه زنگار

فى القمل « 4 » فى الاشعار

كسى كو را شپش باشد بمژگان * بلا باشد ازو بر پلك چشمان علاجش آنكه او را پاك دارد * بشويد پاك تا پلكش نخارد 1195 نمك در آب بايد كردن ، آن آب * بشويد مژگكانِ چشم بشتاب

شياف للقمل

ز آب زيبق و زرنيخ احمر * [ و ] مويز و پياز و صمغ آور شيافى ساز ازو هر روز يك‌بار * به زير مژگكان چشم بگذار لطافت بايد و جاپوك دستى * كفه « 5 » در ديدگان و ريش سستى « 6 » كه پلكانش نگهدارى زمانى * كه نه بر چشمش آيد زو گرانى 1200 پس از شستن و سودن پلك چشمان * به پلكان بر پراكن هر شبى زان بماند آنگهى از پلك چشمان * فرود افتيده « 7 » بر ديدار نقصان 44 آ
هامش
( 1 ) - گر : يا . ( 2 ) - طلى : اندود . ( 3 ) - گرماوه : گرمابه . ( 4 ) - فى القمل : در نسخهء اصل ( فى فى القمل ) . ( 5 ) - كفه : ( - كفة ) مرد تيزرو و سبك و باريك‌اندام ، ( منتهى الارب ) . ( 6 ) - كفه در ديدگان و ريش‌سستى : ؟ شايد صورت صحيح اين مصراع چنين باشد « كند در ديدگان و ريش‌سستى » . ( 7 ) - افتيده : افتاده .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 77 | حكيم ميسرى / برات زنجانى