تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
ز آب باديان تر ببايد * كه قطرى دو « 1 » ابا « 2 » ديده نمايد دگر طلخ « 3 » بز و گر نيز صوغين * ز ماميران چينى نيك بگزين ازين هر داروى كت « 4 » حاضر آيد * بچشمش در كنى راحت فزايد 40 آ دگر خود زان شياف زيره بايد * بديگر چيزها به گر نتابد گرين علّت مرو را خود ز خشكيست * بدان ، تا خود نشان خشكيش چيست ؟ 1095 گر از خشكى بود چون گرسنه شود * مرو را بىبهانه درد بفزود پس آنگه گر خورد چيزى و خسبد * بيارامد نبيند هيچ ازو بد علاجش آنكه روغن گرم دارى * و دايم زو بسر مىبرسپارى « 5 » به‌بينى درفكن دهن بنفشه * بسر بر ريز زين روغن هميشه به چشم اندر كشش بادام روغن * ز شير مردمان تازه برو زن 1100 و گر خواهى كه چشمش ضعف نارد * نه تاريكى بود نه آب بارد كه باب اندر نشينى چشم بگشاى * ميان چشم را زى آب بنماى گر از معده بود اين علّت وى * ز ياره خوردن آيد راحت وى گر از اطريفل كيهن « 6 » تواند * بخور گو تا بخارش مىنشاند و گرنه از گل پرورده بايد * كه علك و باديان بازو بسايد 1105 ازو هر بامدادى را ز اوّل * بگو ، مىخور تو برسان طريفل

فى الماء النّازل فى العين

نشان آب چشم آنست ، دانَشْ * خيال آيد به پيش ديدگانش 40 ب
هامش
( 1 ) - قطرى دو : دو قطره . ( 2 ) - ابا : با . ( 3 ) - طلخ بز : زهرهء بز . در نسخهء اصل ( طلخ بزا ) . ( 4 ) - كت : كه ترا . ( 5 ) - سپردن ؛ بكسر اول و فتح ثانى : درنورديدن . اينجا بمعنى اندودن است . ( 6 ) - كيهن : كهين ، خرد ، به جهت حفظ وزن بدين صورت آورده است .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 71 | حكيم ميسرى / برات زنجانى