تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
بسا و شافه كن با آب كشنيز * مياميزش بجز زين آب هيچيز 1075 گرين شافه بسوزد چشمكانش * و بارد آب زو بر دو رخانش نبايد رنج زد بر ديدگان بر * مترس از ديده . . . « 1 » گمان بر يكى خايه « 2 » بزن در روغن ورد * برو نه زود تا بنشانَدَشْ درد

فى الدّمعه

كسى كش چشم دايم آب دارد * و مژگانش ابر هم تاب دارد 1080 بگرماوه « 3 » شدن هر روز شبگير « 4 » * علاجى نيك باشد پند بپذير ب 39 بياميز آنگهى زين آزموده * كه من ياد آورديم نيك سوده

كحل

بسد با توتيا صبر و هليله * هليله زرد بايد نه بليله همه يكسان ببايد جز كه پلپل * كه نيم از نيم جزو آور بحاصل بساى از وى به چشم اندر همى كش * ببندد زود آب شور و ناخوش مگر اين آب كز چشمش روانست * از آن كش ياد كردم ، نه از آنست 1085 ز ناخونه بريدن اوفتادست * ز آهن چشم را دردى فتادست ذرور زرد بايد گاهگاهش * كه چشم وى بدين آيد براهش دگر لختى ز معجون و گلابا « 5 » * درو كن هر شبى هنگام خوابا « 5 »

فى ضعف البصر

كسى كش ضعف گيرد چشمكانش * گر از ترّى بود يا بى نشانش فزون باشد پس از خوردن و خفتن * بخاصّه آنكه برجا بر نشستن 1090 حب ياره ببايد خورد وى را * نبايد خورد روزى چند ، مى را
هامش
( 1 ) - يك كلمه ناخواناست . ( 2 ) - خايه : تخم‌مرغ . ( 3 ) - گرماوه : گرمابه . ( 4 ) - شبگير : سحرگاه . ( 5 ) - گلابا / خوابا : الف در آخر هر دو مصراع الف اطلاق است .