تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
سر سوزن به آتش گرم بايد * به دو بر پلك داغِ نرم بايد

فى الانباتِ الاشفار

كسى كش مژگكان مىبر نرويد * ز هركس مىعلاجِ وى بجويد 995 نوّى « 1 » تمر گو لختى بسوزان * و دود كندرو بازوى يكسان و هم چندان ببايد حبّ بلسان * ز سنبل هم ببايد نيز چندان ز سنگ لاجورد نيك بايد * ازين هر داروى كمتر نشايد كه گردآوردى و نيكش بسودى * و بسيارى درين تو رنجه بودى پس آنگه از پياز آبش برون آر * و ميل اندر زنش بر چشم بگذار 1000 بر آن ميل آنگهى دارو پراكن * بپلك چشم وى دارو برون زن بيك هفته ازين داروش هر روز * به چشم اندر كشى آيَدْتْ پيروز 36 ب بگو تا هفته از چشم اين نشويد * بدين دارو مگر مژگانش رويد

فى الظّفر

كسى كز ناخنه « 2 » چشمش تباهست * ز بسياريش بينايى سياهست رگِ قيفال وى بايد گشادن * پس آنگه داروىِ اسهال دادن 1005

صفت كحل

به وزن ده درم سرمه گزيده * دوچندان نيز زنگارِ رسيده ز لبنى « 3 » بايد اسپيد آزموده * به وزن يك درم با وى بسوده
هامش
( 1 ) - نوى : النوى : آستهء خرما ( المرقاة ) . در نسخهء اصل ( نوتى ) . ( 2 ) - ناخنه ( ناخنك ) : عارضه‌اى كه به صورت غشائى مثلثى شكل از نسج ملتحمه و معمولا در گوشهء داخلى يكى از چشم‌ها پديدار مىشود و به طرف قرنيه نمو مىكند و ديد چشم را مانع مىگردد ( نقل باختصار از فرهنگ معين ) . ( 3 ) - لبنى : در نسخهء اصل ( لينى ) .