تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
به وزن دو درم زين هريكى خواه * بديگر چيزها بنمايمت راه 35 آ و مر و انزروت و صبر و افيون * و خون ساوشان بايدت موزون ازين هريك به وزن يك درم خواه * به آبش شافه كن گر خود بَرى راه 965 و گر خواهى كه ريشش پخته گردد * خداوندش ز دردش رسته گردد شياف كندرو فرماى او را * و راه اين همه بنماى او را

صفت شياف كندرو

به وزن ده درم از كندر [ و ] جوى * اشق بايد گزيده نيمهء زوى « 1 » و هم چندان اشق ، از انزروت آر * به وزن دو درم كركم بجادار شيافش كن به آب حلبه اندر * قروح چشم را تو زو بمگذر 970

زخم چشم

كسى كز زخم چشمش درد باشد * و گر چيزيش خسته كرد باشد ز خون خوچكى « 2 » نيك اندرو ريز * ز رفتن گو شبانروزى بپرهيز ز زرده خايه « 3 » بايد نيك پخته * نبيد و پلپل اندرهم سرشته يكى مرهم كن و بر چشم بر نه * نيابى خيم « 4 » را در چشم زين به 975

البياض فى العين

كسى كش اوفتد بر چشمكان بر * سپيدى بر سياه ديدگان بر 35 ب اگر باريك باشد خوار « 5 » باشد * كسى را كش به دو تيمار « 6 » باشد كف دريا بجوى و كنجده جوى * شكر بازو « 7 » بكوب و دارو كن زوى
هامش
( 1 ) - زوى : از او . ( 2 ) - خوچه : تاج خروس . ( 3 ) - خايه : تخم‌مرغ . ( 4 ) - خيم : چركى كه در گوشه‌هاى چشم بهم رسد . ( 5 ) - خوار : آسان ، سهل . ( 6 ) - تيمار : خدمت و غمخوارى و محافظت كسى كه بيمار بود . ( 7 ) - بازو : با او .