تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
حبِ ياره و گرنه فيقرا را * به دو ده گرنه حبّ قاقيا را 950 پس آنگه زان ذرور زرد بايد * به چشم اندر ازينش كرد بايد

ذرور « 1 » زرد

به وزن سه در مسنگ انزروت « 2 » آر * شياف مامشا سه درم بجا آر به وزن دو درم از صبر بايد * حضض از صبر كمتر هم نشايد درم سنگى ز كركم نيك بگزين * كف دريا ببايد نيمهء زين ذرور زرد نيكت ياد كردم * بدين بسيار كس را شاد كردم

فى القروح فى العين

955 كسى كش اندرون چشم ريش « 3 » است * و هر روزيش دردِ چشم بيش است از آن مطبوخ كاندر بابِ ديگر * بدردِ چشم گفتم گو همى خور و گر بهتر نگردانَدْشْ اسهال * رگش بگشاى زود از دست قيفال شياف اسفيد بايد نيك با شير * كه در چشمش كنى هر روز با شير كه روزى دو سه ، استعمال كردى * و پيش از دارو نيز اسهال كردى 960 لعاب كرتنه « 4 » بايد ز كتان * بچشمش در چكان هر بامدادان كه دردش كم شود به گرددش كار * بچشمش در چكان اشياف اوبار

شياف اوبار « 5 »

ز اسفيداج و كحل و قلميا جوى * و لختى « 6 » كند رو با توتيا جوى
هامش
( 1 ) - ذرور ؛ بفتح اول : داروى خشك سوده يا كوفته ، پراكندنى يا پاشيدنى در چشم و جراحات . ( 2 ) - انزروت : در نسخهء اصل ( انذروت ) . ( 3 ) - ريش : جراحت ، زخم . ( 4 ) - كرتنه : عنكبوت ، كار تنك . ( 5 ) - اوبار ؛ جمع و بر ( بفتح اول و دوم ) : چرك ، شوخ . ( 6 ) - لختى : به مقدار كم ، اندكى .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 62 | حكيم ميسرى / برات زنجانى