كتيرا و نشا « 1 » و نيك افيون * ازين هريك يكى مثقال موزون « 2 » 935
بكوب و به آب سرد اندر بياميز * ازو در شير كن در چشم مىريز
ز آب هند با وز پست « 3 » يكسان * بكوب از وى يكى مرهم كن آسان 34 آ
درو كن خوارمايه « 4 » روغن ورد « 5 » * مگر زين مرهمش كمتر شود درد
گر از صفرا بود سرخيش كمتر * بود در چشم و حال بود ديگر
مطبوخ لذلك
يكى مطبوخ « 6 » از خرماىِ هندو * ز سگپستان و « 7 » سوس و نيك آلو 940
هليله نيك لختى زرد بايد * سنا و شاه ترّه فرد بايد
به جوش و نيك لختى مغز لكور * درو بگداز لختى نيك شكّر
ز ملح هندى و سقمونيا آر * درو كن تا رهد از درد و آزار
پس از پرهيز اين پخته به دو ده * پس آنگه مرهمى ساز و برو نه
هميشه شير در چشمش همى دوش * طلى كن « 8 » آنگهى از بَرْشْ برپوش 945
شياف مامشا او را و صندل * حضيض و صبر و لختى نيك فوفل
به آب هندبا ، گر آب گشنيز * طلا كن بر جفون « 9 » و جبهتش « 10 » نيز
رمص « 11 » بسار باشد آب بسيار * رود روز و شب از چشمش بناچار « 12 »
هامش
( 1 ) - نشا : نشاسته .
( 2 ) - موزون : وزن شده .
( 3 ) - پست ؛ بكسر اول : آرد ، آرد بو داده .
( 4 ) - خوارمايه : به مقدار اندك .
( 5 ) - ورد ؛ بفتح اول : گل سرخ .
( 6 ) - مطبوخ : پخته ، جوشيده ، دم كرده .
( 7 ) - وسوس : در نسخهء اصل ( اسوس ) .
( 8 ) - طلى كردن : اندودن .
( 9 ) - جفون ؛ جمع جفن : پلكهاى چشم .
( 10 ) - جبهه ؛ بفتح اول و سوم : پيشانى .
( 11 ) - رمص ؛ بفتح اول و دوم : چرك خشك كنج چشم .
( 12 ) - بناچار : در نسخهء اصل ( نجار ) .