تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
800 طعامش زيربا « 1 » بايد بشكّر * و گرنه آب غوره گو همى خور پس از بادام شيرين گير روغن * يكى قطره ازو در بينى افكن گر از خون خيزدش اين درد بگشاى * رگ قيفال « 2 » در ساعت « 3 » ابرجاى « 4 » آ 29 گر از بلغم بود نه از خمارا « 5 » * ببايد خورد حبّ قاقيا را و گر درد از نبيد « 6 » خام گيرد * ز كافور و گلاب آرام گيرد 805 گرش درد از جماع و رنج خيزد * ز آب سرد مى بر سَرْشْ ريزد بينبويانْشْ « 7 » از دهنِ بنفشه * سرش مىچرب بايد زو هميشه طعامش زردهء خايه « 8 » به آيد * و گرنه گوشت « 9 » آبه هم بشايد و گر زخمى رود ناگاه بر سر * رگش بگشاى وقت تنگ منگر يكى شافه بياميزش ز صابون * مگر اسهال درد آرد به بيرون 810 طعامش گوشت بايد زانِ مرغان * بينبويانْشْ مرزنگوش و ريحان ز برگ مورد و از آب سفرجل « 10 » * ضمادى « 11 » كن بسر برنِهْ ز اوّل كه گز مازك بود با قاقيا بِهْ * همه بر هم سِرِش « 12 » بر درد برنِهْ

فى الشّقيقه

بگويم مر علاج نيم سر را * بخاصّه گر بود از درد صفرا
هامش
( 1 ) - زيربا : زيره با ، آش زيره . ( 2 ) - رگ قيفال : يكى از وريدهاى بازو . ( 3 ) - در ساعت : فورا ، بدون درنگ . ( 4 ) - ابرجاى : برجاى . ( 5 ) - خمار ؛ بضم اول : ملالت و دردسرى كه پس از رنج نشأه شراب ايجاد شود ، خمارا در اصل « خمار را » بوده است رجوع كنيد به بيت 142 و توضيح حاشيه . ( 6 ) - نبيد : شراب . ( 7 ) - انبويانيدن : بوى خوش به كسى بويانيدن . ( 8 ) - خايه : تخم‌مرغ . ( 9 ) - گوشت‌آبه : آبگوشت . ( 10 ) - سفرجل : به ، آبى . ( 11 ) - ضماد : مرهم ، دارويى كه روى زخم گذارند . ( 12 ) - سرش : سرشته كن ، مخلوط كن ( امر از مصدر سرشتن ) .