تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
كزو بريان كنى بميان سيبى * نباشد هيچ زو درد و نهيبى كزان انطاكى آرى برگزيده * بسيب اندر توش « 1 » زى وى رسيده 705 ازو بر طبع مردم دارو آميز * مكن تو بر گزافه « 2 » داروى تيز نگر از دانگ سنگى بيشتر زان * بكس ندهى كه گردد بىتن و جان و گر كس را نباشد علّت تيز * ز نيم از دانگ سنگى بيش پرهيز ز داروها همه هرچه سليم « 3 » است * تو آن بگزين كز آن نه ترس و بيم است هليله « 4 » گر بنفشه گر « 4 » كه آلو * شراب ورد كن « 5 » خرماى هندو 710 گر افتيمون و گرنه شحم حنظل * و گرنه مسهلى ساز از طريفل و بسبايه ، سنا و شاه‌ترّه * و صبر و تر بد و از نيك ياره ز مغز لكور و گر آب لبلاب * همه اسهال آرد زود بشتاب ازين هيچيز « 6 » در تن ضعف نارد * بجز علّت به آسانى نيارد ازين دارو بديگر بىنيازى * بمگذر زو اگر داروى سازى 715 كه تربد بود بىداروى ديگر * مده كس را يكى مثقال برتر بمطبوخ « 7 » اندرون باشد سه مثقال * ازين كمتر نشايد در همه حال آ 26 و گرش اسهال بافراط اوفتيدست « 8 » * وزين دارو مرو را غم رسيد « 9 » ست شراب سيب گر زانِ سفرجل « 10 » * بلختى « 11 » اسفيوشش ده ز اوّل
هامش
( 1 ) - توش : حرارت ، گرمى . در نسخهء اصل ( نوش ) . ( 2 ) - گزافه : بسيار . ( 3 ) - سليم : سالم ، بىعيب . ( 4 ) - گر : يا . ( 5 ) - ورد ؛ بفتح اول : گل ، گل سرخ . ( 6 ) - هيچيز : هيچ‌چيز . ( 7 ) - مطبوخ : جوشانيده ، دم‌كرده ، پخته شده . ( 8 ) - افتيدن : افتادن ، افتيدست : افتاده است . ( 9 ) - رسيدست : رسيده است . ( 10 ) - سفرجل ؛ بفتح اول و ثانى و رابع : به ، آبى . ( 11 ) - لختى : اندكى ، كمى .