تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
گرين دارو خورد بهتر نگردد * مرين اسهال را افيون ببندد 685 ز گلنار و ز افيون قرص بايد * به آب به درون او را بشايد كه دارو خورد تا بيرون نيايد * نبايد جمله از معده نيايد 25 آ در آن روزى كه دارو خورد [ ه ] باشد * نبايد كش تمتّع « 1 » كرد [ ه ] باشد كه دارو كرد او را كار بسيار * طعامش زيره با « 2 » گر آبك نار نبايد از طعامش سير خوردن * و آبش نيز ديرادير خوردن 690 كزو آلات « 3 » بول « 4 » و كلك « 5 » و امعا « 6 » * قوى گردد شود ايمن ز گرما نبايد هر زمانى چيز خوردن * و در خوردن بسى افراط « 7 » كردن كزو باشد مريشان را خنازير « 8 » * مكن بر كودكان جز زين تو تدبير جوانان را به آيد رگ گشادن * و گه‌گه داروى اسهال دادن و هركس كز چهل آن‌سو گذشت * برو فرّ جوانى در گذشتست 695 مرو را رگ گشادن كم بود به * بجز اسهال را داروش مىده و پيران را نشايد دارو دادن * و نه بىعلّتيشان رگ گشادن مريشان را جماع و رنج و سختى * مضرّت آرد اندر تندرستى غذاهاى لطيف و نيك بايد * گزيده تا كه پيران را بشايد و گرماوه « 9 » و خواب و چيز خوش بوى * بدارد قوّتش با گونهء روى 700 گر از سقمونيا سازى تو دارو * دو گونه باشد او بشناس هر دو گر انطاكى ازرق خود بدانى * بپرهيز از سياه جرمكانى 25 ب
هامش
( 1 ) - تمتع : برخوردارى ، مقاربت . ( 2 ) - با : آش ، زيره با : آش زيره . ( 3 ) - آلات : جمع آلت ، ابزارها ، اسباب . ( 4 ) - بول : پيشاب . ( 5 ) - كلك : ؟ ، شايد مراد از « كليه » باشد . ( 6 ) - امعا : ( جمع معى ) ، روده‌ها . ( 7 ) - افراط : زياده‌روى . ( 8 ) - خنازير ؛ بفتح اول : غده‌هاى سختى كه در زير گلو ايجاد شود و زخم و جراحت توليد كند . ( 9 ) - گرماوه : گرمابه .