تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
و پنجم آنكه وادارى « 1 » بُرازت « 2 » * و گرچه با كسى باشى بَرازَت « 3 » مخطره « 4 » كار باشد سخت بيداد « 5 » * كه بادارى « 6 » براز و بول بر باد و ششّم آنكه تنها در بيابان * به راه و كاروان گردى فراوان 625 گرت چيزى به پيش آيد كه تن را * بيازارد تو كُشتى خويشتن را گرين شش چيز كس عبرت نگيرد * به خون خويش باشد گر بميرد 23 آ هر آنجايى كه آنجا هست طاعون « 7 » * ببايد رفت از آنجا زود بيرون و گر در كاروان يا پس به منزل * بود اين درد از آنجا زود بگسل چنان بهتر كه تو بالا گزينى * وزير باد منزل كم نشينى 630
هامش
( 1 ) - واداشتن : بازداشتن ، منع كردن . ( 2 ) - براز ؛ بضم اول : مدفوع . ( 3 ) - برازت ؛ بفتح اول و سوم : برترى ، فوق . ( 4 ) - مخطره : بمعنى مخاطره ؛ خود را بخطر افكندن . مخاطره كردن در متون قديم بارها آمده است از آن جمله در آداب الحرب و الشجاعه ، « مخاطره كردن » بمعنى مخاطره‌كننده ص 138 و در جوامع الحكايات : مخاطره كردن ص 114 و در نصيحة الملوك غزالى « و پنجم آنكه مخاطره كند به خوردن زهر » ص 242 . ( 5 ) - سخت بيداد : بسيار نابجا . ( 6 ) - بادارى : بازدارى ( از مصدر بازداشتن ) . در نسخهء اصل ( كبادارى ) . ( 7 ) - طاعون : مرض عفونى و همه‌گير كه ميكربش در سال 1894 ميلادى به وسيلهء يرسن كشف گرديده و بنام باسيل‌يرسن نام‌گذارى شد اين مرض در ايران به حال بومى وجود دارد ، ميكرب طاعون در حرارت زود از بين مىرود بطورى كه در 60 درجه حرارت در مدت نيم ساعت تلف مىشود و نور آفتاب در چند ساعت آن را مىكشد ، و در روى زمين بيش از چند روز زنده نمىماند ، بطور خلاصه مقاومت آن بجز در بدن انسان و حيوان در جاهاى ديگر كم است . در طاعون ريوى ميكرب در اخلاط و در طاعون خياركى در خيارك ميكرب فراوان است . مرض طاعون ريوى بوسيلهء اخلاط و آب دهان مريض به ديگران منتقل مىشود و در اواخر مرض نزديك مرگ نيز چون ميكرب در خون مريض فراوان است وسيله كك قابل انتقال است ، موش صحرايى در توليد و انتشار اين مرض نقش بزرگى دارد و كك‌هاى اين موش مرض را به انسان انتقال مىدهند . نوع سوم طاعون سياه است كه با خونريزى انساج همراه است ( نقل باختصار از فرهنگ معين ) .