تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
بسى قوّت رساند مر جگر را * و بنشاند ز صفرا دردِ سر را ذرايح از مثانه خون براند * و زهرست ار خورد بس كس نداند گرش بر پيسى « 1 » اندايى به سركه * ببرد پيسى و باشد ببركه « 2 » 575 ز غاريقون توش « 3 » بينى و سدّه * گشايد زود از امعا و معده دما « 4 » و صرع و باد زشت « 5 » و بلغم * همه از دردمندان او كند كم و گرمى غافث را سدّه گشايد * جگر را زور هم قوّت نمايد و گرمست غار و درد از زخم و آماه « 6 » * بيارد پاك گرداند همه راه بيارد درد از اعصابِ مردم * و بنشانَدْتْ درد از زخمِ كژدم 580 از اين دارو كه طبعش گفته آمد * ابا زو خاصيت پيوسته آمد نبايد يك‌به‌يك زو كار فرمود « 7 » * بناپاكى نبايد تن بيالود مگر استاد كس باشد گزيده * ره هر داروى او بر رسيده « 8 » ب 21 كزو يك با دگر دارو تواند * و زو همتا به يكديگر رساند بجز هرچه طلى « 9 » و مرهم آيد * ازو هركس كه سازد محكم آيد

باب النّصيحت

585 تو يا شاگرد تا دا [ نا ] نگردى * به هر نيك و بدى بينا نگردى
هامش
( 1 ) - پيسى : برص . ( 2 ) - ببركه : ؟ به نظر مىرسد ، ببركة - بابركت بوده باشد . ( 3 ) - توش : تبش ، حرارت . ( 4 ) - دما : گرما ، تب . ( 5 ) - باد زشت ؛ باد دژنام ، باد دشنام : سرخى است منكر كه بر روى و اطراف پديد آيد همچون لون ابتداى جذام و در زمستان بسيار افتد بسبب آنكه بخارد موى اندر زير پوست محتقن شود و باشد كه ريش گردد . ( ذخيره خوارزمشاهى ص 621 ) ( 6 ) - آماه : آماس . ( 7 ) - كار فرمودن : به كار بردن . ( 8 ) - بررسيدن : تحقيق كردن . ( 9 ) - طلى ؛ بكسر اول : اندود .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 38 | حكيم ميسرى / برات زنجانى