تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
بنشناسى كم‌وبيشى علّت * به هر دردى ندانى كرد حيلت « 1 » و طبع دردمندان نبض و قوّت * ندانى بىگمان حركت و شهوت و داروها همه يك‌يك ندانى * بسى نامه بر استادان نخوانى و بسيارى نگردى گرد استاد * ندارى هرچ مىبينى همى ياد نبينى كو به پيشت دارو سازد * ز يك دارو بديگر درگدازد 590 نگردد بر تو بسيار آزموده * نگردى نزد استادان ستوده نبايد كردنت تركيب دارو * ازو بسيار عيب آيد ابرتو « 2 » گرين دانش كه گفتم بر رسيدى * و دانا مردمان را نيز ديدى نصيحت بايدت با هوشيارى * و تدبير نكو و بردبارى و دور از طبع و طبعى راست بايد * كه تا بر حكم جان حاكم بشايد 595 كه با تدبير و راى و علم گشتى * و طب « 3 » نامه بسى اندر نوشتى « 4 » پس آنگه گر به پيش آيَدْتْ بيمار * نصيحت كن مرو را رنج بردار 22 آ بَرِ بيمار بنشين تو زمانى * مگر يا بى ز دردِ وى نشانى بِپُرسَشْ از غذاها پيش از آن درد * بيك هفته چه كرد و تاش چون خورد نشان دردها جمله بجويش * نگه كن نيك اندر رنگ و رويش 600 ز نبضش بَرْرَس و از بول و قوّت * ز طبعش بَرْرَس و از ضعف و شهوت گر او را درد از پُرّى رسيدست * نشانش خود درو اندر پديدست مرو « 5 » را داروى اسهال بايد * و گر بينى « 6 » ، بگو تا رگ گشايد « 7 » گر استفراغش « 8 » آوردست علّت * ببايد بست اسهالش بحيلت
هامش
( 1 ) - حيلت : چاره . ( 2 ) - ابرتو : بر تو . ( 3 ) - طب‌نامه : كتاب پزشكى . ( 4 ) - نوشتن : نورديدن ، طى كردن . ( 5 ) - مرو را رنج : در نسخه اصل ( مرو را و رنج ) . ( 6 ) - ديدن : انديشيدن ، صلاح دانستن . ( 7 ) - رگ گشادن : باز كردن رگ و خون گرفتن . ( 8 ) - استفراغ : تهى كردن بدن از فضله‌ها و افزونىها ، قى كردن .