تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
دما و صرع و فالج زخم كژدم * همه يكسر براند وى ز مردم 535 ورم را نيك باشد نيز فوفل * و نزديكست طبعِ وى ز صندل حبِ قيطم طبيعت نرم دارد * ابانرميش فعل گرم دارد منى افزايد و معده كند سست * گر از صفرا بنالى نه از « 1 » در تست آ 20 و گرم و نيك باشد طبعِ قطران * نشانَدْ زود زود او درد دندان براند حيض را گرداند افزون * بيارد از شكم كودك به بيرون 540 برنگ وشيح ، گرمست و حب نيل * و گرم و نيك باشد نيز قنبيل حب قرع آرد از اشكم به بيرون * كند بر كرم اشكم بر شبيخون ز قاقله نيايد جز كه گرمى * و خشكى نيست با وى هيچ نرمى هرآن معده كه سست و سرد باشد * بقاقله همى بىدرد باشد قلميا ، قلقطار و نيز قلقند * همه گرمست و هم گرمست سفقند 545 ز رطبه شير بفزايد زنان را * و تخمش شهوت آرد مردمان را و برزد گرم باشد حيض راند * و باد سرد را هم وى نشاند باستسقات « 2 » نيك آيد زراوند * گشايد از جگر او سدّه و بند جز از گرمى نه‌بينم باديان را * بسى راحت بود زو مردمان را ببرد كهنه درد از دردمندان * و سستى معده را نيكست درمان 550 ز آبش شير بفزايد زنان را * هنر بسيار باشد باديان را تو گرم و تيز دان مر شيطرج را * ببرد بلغم آرد زود صفرا گرش سازى طلى « 3 » گر « 4 » نيز مرهم * بهق بردارد [ و ] پيسى كند كم ب 20 و شبرم گرم باشد آب راند * كزو خوردن بتن بلغم نمايد و ليكن بر جگر زو آفت آيد * و گرچه دردها را راحت آيد
هامش
( 1 ) - ازدر : سزاوار . ( 2 ) - باستسقات : در استسقا ، ترا زراوند نيك است . ( 3 ) - طلى ؛ بكسر اول ( ممال طلاء ) : اندود . ( 4 ) - گر : يا .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 36 | حكيم ميسرى / برات زنجانى